بهترین و مطمئن ترین کارگزاران در افغانستان

نظریۀ داو

یادگیری و تجربه برای دستیابی به کامیابی در مدیریت سرمایه گذاری حیاتی و ضروری است.

داو جونز شاخص

داو جونْز، شاخص (Dow Jones Index)
تعیین شاخص های روزانه و هفتگی قیمت های منتخبی از سهام و اوراق قرضه. مؤسسه داوجونز و شرکاء در نیویورک، شاخص ها را محاسبه و در روزنامۀ اصلی خود، وال استریت ژورنال، منتشر می کند. سرمایه گذاران و اقتصاددانان، با ملاحظه و بررسی شاخص های داوجونز عملکرد بخش هایی از بازار بورس و یا همۀ بازار بورس و اقتصاد کشور را کنترل می کنند. بالا و پایین رفتن شاخص ها، بر تصمیم سرمایه گذاران مبنی بر زمان و چگونگی خرید و فروش اوراق بهادار مؤثر است و همچنین، می تواند در اتخاذ تدابیر ملّی اقتصادی تأثیرگذار باشد. سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی به هفت شاخص از شاخص های داوجونز بیشتر توجه دارند. از این شاخص ها، سه شاخص به میانگین های روزانۀ قیمت هر سهم از سهام برگزیده، در سه بخش کلان اقتصادی در صنعت، حمل و نقل و خدمات همگانی (مثل برق ـ تلفن) ارتباط دارد. شاخص چهارم، ترکیبی از شاخص های سه بخش اقتصادی است. در ۱۸۸۲، دو روزنامه نگار با نام های چارلز هنری داو و ادوارد جونز به اتفاق چارلز برگْسترِ سر شرکت داوجونز را بنیاد نهادند. میانگین صنعتی داوجونز، که داو نیز نامیده می شود، مهم ترین شاخصۀ عملکرد بازار بورس امریکا است. این شاخصه، میانگینی از ارزش سهام ۳۰ شرکت بسیار بزرگ و عمدتاً صنعتی ایالات متحد است. گزارش یک واحد تغییر در بهای هر سهم در رسانه های خبری امریکا، عملاً اشاره به عملکرد داو دارد. اقتصاددانان نیز عملکرد درازمدت میانگین صنعتی داوجونز را زیر نظر دارند و در مورد بازار بورس بر اساس نظریۀ داو قضاوت می کنند. براساس نظریۀ داو، میانگین صنعتی داوجونز و میانگین بخش اقتصادی حمل ونقل برای تثبیت روند عملکرد گسترده تر بازار بورس باید با یکدیگر هماهنگ باشند. ارزش شاخص صنعتی داو برای اندازه گیری عملکرد عمومی بازار بورس محدود است؛ زیرا این شاخص، در اصل چیزی جز عملکرد چند شرکت بسیار بزرگ جهانی نیست و برای ارزیابی سهام شرکت های خارج از بخش صنعت و یا شرکت های کوچک تر کاربرد زیادی ندارد. انتخاب سهام مندرج در فهرست میانگین صنعتی داوجونز، بر عهدۀ سردبیران روزنامۀ وال استریت جورنال است. اقتصاددانان این سهام را سهام پر سود می نامند. شرکت داوجونز در ۱۹۹۹، برای چندمین بار در فهرست میانگین صنعتی داوجونز تجدیدنظر کرد و ازجمله تعدادی شرکت جدید چون اینتل و مایکروسافت را به آن افزود.

آموزش تحلیل تکنیکال – نظریه داو

نظریه داو گفتارهایی است که در حدود صد سال پیش به وسیله چارلز داو درباره روانشناسی بازار، واکنش قیمت ها و تفسیر نمودارها پدید آمد. ویلیام همیلتون پژوهش ها و بررسی های داو را پالایش نمود و سرانجام رابرت ژثا نتایج را به صورت شمرده و مفصل درآورد.

پنداشت نظریه داو

همیلتون بر روی نتایج پژوهش های داو مطالب و گفتارهایی را افزود و به این ترتیب وی نیز در وال استریت مشهور گردید. یکی از پنداشت های مهم در نظریه داو آن است که میانگین بازار ( شاخص های کل ) بر مبنای قیمت پایانی باید روند را تایید کنند. ارائه اصول دیگری از جمله “تغییرات حجم باید با مسیر روند مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد” به نظریه داو غنی بخشیده است.

کاربرد نظریه داو

در واقع تحلیلگر علاوه بر تحلیل کنش قیمت باید به افزایش و یا کاهش حجم در جهت روند توجه داشته باشد نتیجه آنکه به عنوان یک معامله گر باید در روند باقی ماند تا زمانی که نشانه بازگشت و تغییر مسیر آشکار گردد.

“روش های دادوستد و برنامه های معاملاتی” بسیاری در سالهای گذشته به سرمایه گذاران معرفی شده است اما آنها ماندگاری زیادی نداشته اند و در گذر زمان افراد به ناکارآمدی و نقاط ضعف آنها پی برده اند.

علت محبوبیت نظریه داو

دیدگاه و نظریه داو و پیروان وی همچنان به عنوان ابزار سودمند در جهت بهبود وضعیت سرمایه گذاری کاربرد دارد. این موضوع از آنجا ناشی می شود که داو یک روش یا برنامه معاملاتی تدوین نکرد و در زمینه ساخت یک دستگاه یا برنامه ای برای نشان دادن نقاط خرید و فروش تلاش نکرد شماری از افراد با نادیده گرفتن نظریه داو در این اندیشه هستند که بتوانند با یک سری برنامه معاملاتی ( تریدینگ سیستم ) و تنها با اتکا به نرم افزارها سطوح مناسب دادوستد را تشخیص دهند. آیا دریافت نشانه های خرید و فروش بدون توجه به دیگر عوامل از جمله ارزش دارایی، عوامل مالی، شرایط اقتصادی و احساس سرمایه گذاران می تواند پیامد مطلوبی به همراه داشته باشد؟

افرادی که نظریه داو توسعه دادند

نظریه داو در طی سالها توسط کارشناسان آزموده شده است و افرادی همچون “شافر” و “راسل” در تغییر روندهای اصلی بازار در بین سالهای 1940 تا 1980 میلادی در اظهار نظریه های خود نظریه داو را بکار گرفتند و در عمل سرمایه گذاران، سودمندی و توانمندی آن را درک کردند.

نظریه داو یک سیستم معاملاتی است؟

نظریه داو یک ابزار واقع بینانه و منطقی است که به هیچ وجه نمی خواهد به معامله گر یک سیستم خاص را تحمیل کند. شاید شماری از افراد هنوز به برخی از اصول و گفتارهای داو تنها به عنوان نشانه یا هشداری برای خرید و فروش می نگرند و به طور نمونه تایید گرفتن از شاخص های بازار و یا نماگرهای تکنیکی ( اندیکاتورها ) را بدون توجه به موارد دیگر به عنوان روشی برای دادوستد مدنظر قرار می دهند.

هدف نظریه داو

هدف داو و همیلتون شناسایی روندهای اصلی و شکار حرکت های بزرگ بازار بوده است. آنها روند را تشخیص می دادند و پس از آن مسیر بازار را دنبال می کردند. نظریه داو به سرمایه گذاران برای شناسایی حقایق کمک فراوانی می کند و نباید انتظار داشت که بکارگیری آن بتواند به ارائه پیش بینی های دقیق و پیش گویی درباره آینده بیانجامد. هر چند برآورد و پیش بینی بازار غیر ممکن نیست، اما به هر روی کار دشواری است. همین که داو و همیلتون پذیرفتند که دیدگاه و اصول آنها به طرز حتم نمی تواند بدون اشکال باشد و بازارها کاملآً قابل پیش بینی نیستند، نشان می دهد که سرمایه گذاران باید با روشن بینی بیشتری به تحلیل بپردازند و از قضاوت کردن و پیش داوری بپرهیزند. در واقع تحلیل گر باید با راهنمایی گرفتن از دیدگاه داو بتواند پایه های تحلیلی خود را قوت بخشد.

نکته پایانی

تحلیل بازار یک دانش تجربی است و تنها متکی بر نظریه و اصول نیست، اغلب کارشناسان بر این باورند که بازارها نیاز به مطالعه و بررسی جدی دارد و تحلیل ممکن است همراه با شکست و پیروزی باشد. پیروزی ارزشمند است اما نباید با خودبینی و غرور توام شود و شکست اگر چه دردناک است اما می تواند سرچشمه و آغاز پیروزی باشد.

یادگیری و تجربه برای دستیابی به کامیابی در مدیریت سرمایه گذاری حیاتی و ضروری است.

با تشکر – خلیل رحمانی

کلمات مرتبط: نظریه داو، نظریه داو جونز، داوجونز، داوجونز چیست، داو جونز تحليل، داوجونز امروز، بازار داوجونز

تئوری داو چیست؟(ویدیوی آشنایی با نظریه Dow Theory)

دوره آموزش صفر تا صد کار با تریدینگ ویو Tradingview

شما برای اینکه بتونین از نوسانات بازار ارزهای دیجیتال سود زیادی به دست بیارین، باید تحلیل تکنیکال بلد باشین و بتونین قیمت ارزهای دیجیتال رو پیش بینی کنین. تحلیل تکینکال روش های مختلفی داره که یکی از این روش ها، استفاده از تئوری داو هست در ویدیوی نظریه Dow Theory چیست؟ اطلاعاتی در مورد تئوری داو برای شما ارائه می کنیم تا بتونین از اون در تحلیل تکنیکال های خودتون استفاده کنین. Dow Theory نوعی نظریه مالی هست که در بازارهای مالی به خصوص بازار ارزهای دیجیتال مورد استفاده تحلیلگران و معامله گران قرار می گیره و محبوبیت زیادی داره

تئوری داو چیست؟(ویدیوی آشنایی با نظریه Dow Theory)

ما سعی می کنیم در ویدیوی تئوری داو چیست ؟ اطلاعاتی در مورد نظریه Dow Theory برای شما ارائه کنیم تا بتونین با نظریه داو اشنایی داشته باشین و در تحلیل تکنیکال های خودتون استفاده کنین. بازار ارزهای دیجیتال به دلیل رشدهای قیمتی زیادی که در سال های گذشته داشت، به یکی از محبوب ترین بازارهای مالی تبدیل شد که خیلی از سرمایه گذاران و معامله گران وارد این بازار شدن و اقدام به سرمایه گذاری کردن.

همچنین شما نیز می تونین وارد این بازار بشین و با سرمایه گذاری و خرید و فروش در این بازار، سودهای زیادی به دست بیارین. البته قبل از اینکه وارد این بازار بشین و اقدام به سرمایه کنین، بهتره اطلاعاتی در مورد ارزهای دیجیتال و بلاک چین به دست بیارین تا در معامله و خرید و فروش ارزهای دیجیتال مشکلی نداشته باشین.

بازار ارزهای دیجیتال نیز مثل بقیه بازارهای مالی نوسانات قیمتی زیادی داره و به همین دلیل هیجان و ریسک های این بازار بیشتر شده. بهتره بدونین شما می تونین از همین نوسانات بازار ارزهای دیجیتال سودهای زیادی به دست بیارین و کسب درآمد کنین. البته باید برای اینکه بتونین از نوسانات بازار ارزهای دیجیتال سودهای زیادی به دست بیارین و ضررهای زیادی نکنین، باید تحلیل تکنیکال بلد باشین تا بتونین قیمت و روند حرکت قیمت ارزهای دیجیتال مورد نظر خودتون رو پیش بینی کنین. همچنین در معامله های خودتون باید برای خودتون حد سود و حد ضرر مشخص کنین تا بیشترین سود و کمترین ضرر رو داشته باشین. برای داشتن اطلاعات بیشتر می تونین مقاله مفهوم تحلیل تکنیکال چیست رو مطالعه کنین.

همانطور که گفتیم، برای اینکه بتونین از نوسانات بازار ارزهای دیجیتال سودهای زیادی به دست بیارین، باید تحلیل تکنیکال بلد باشین و بتونین قیمت ارزهای دیجیتال رو پیش بینی کنین. تحلیل تکینکال روش های مختلفی داره که یکی از این روش ها، استفاده از تئوری داو هست. به همین منظور ما در ویدیوی تئوری داو چیست؟ اطلاعاتی در مورد نظریه Dow Theory برای شما ارائه می کنیم تا بتونین با نظریه داو اشنایی داشته باشین.

تئوری داو چیست؟

ما می تونیم در پاسخ به سوال تئوری داو چیست؟ این جواب رو بدیم که یکی از قدیمی ترین و بهترین نظریه ها در تحلیل تکنیکال، نظریه داو هست. همچنین طبق گفته خیلی از تحلیلگران و معامله گران بازارهای مالی و به خصوص بازار ارزهای دیجیتال، نظریه داو روش اصلی و روندی هست که امروزه با اسم تحلیل تکینکال می شناسیم.

همچنین این نظریه بر اساس مقاله های شخصی به اسم چارلز داو راه اندازی شده و از اون زمان تاکنون مورد استقبال خیلی از تحلیلگران و معامله گران بازارهای مالی قرار گرفته. به عبارت دیگه نظریه Dow Theory یه سری مفاهیم در تحلیل تکنیکال هست که از نوشته های چارلز داو در مورد تئوری های بازارهای مالی گرفته شده.در این قسمت توصیه می کینم مقاله بهترین تحلیل گر ارز دیجیتال کیست رو مطالعه کنین تا با نحوه کار اونها هم نظریۀ داو آشنا بشین.

همانطور که در ویدیوی تئوری داو چیست؟ نیز گفتیم، نظریه داو به بررسی و پیش بینی قیمت دارایی ها تمرکز داره و شکلی از تحلیل تکنیکال هست که شامل چرخش های بازارهای مالی میشه. همچنین این مقاله از 255 مقاله در وال استریت ژورنال نوشته شده که کاربرد زیادی در تحلیل تکنیکال داره.

بهتره بدونین نظریه Dow Theory نوعی نظریه مالی هست که در بازارهای مالی به خصوص بازار ارزهای دیجیتال مورد استفاده تحلیلگران و معامله گران بازارهای مالی قرار می گیره و محبوبیت زیادی داره. همچنین طبق نظریه داو اگه یکی از میانگین ها بالاتر از یه اوج قبلی باشه و با رشد چشمگیری همراه باشه، بازار در روند صعودی قرار می گیره.

جالب اینجاست که بدونین اگه میانگین صنعتی داوجونز به یه حد متوسط صعود کنه، انتظار میره که میانگین حمل و نقل داوجونز در یه بازه زمانی از اون پیروی بکنه. همچنین تئوری داو یکی از اساسی ترین موارد در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی هست و هسته این نظریه بر این اساس هست که همه عوامل و اطلاعات تاثیرگذار بر قیمت دارایی ها و یا شاخص بر روی نمودار قیمت لحاظ شده.

تاریخچه نظریه Dow Theory:

نوبت این رسیده تا در این قسمت از مقاله تئوری داو چیست؟ اطلاعاتی در مورد تاریخچه نظریه Dow Theory برای شما ارائه کنیم تا با بنیانگذاران و تاریخ پیدایش این نظریه اشنایی داشته باشین. بهتره بدونین تئوری داو برای اولین بار توسط یه روزنامه نگار آمریکایی به اسم چارلز هنری داو معرفی شده و از اون زمان تاکنون مورد توجه خیلی از تحلیلگران و معامله گران بازارهای مالی قرار گرفته و کاربرد زیادی در تحلیل تکنیکال داره.

همچنین چارلز هنری داو در سال های 1851 تا 1902 زندگی می کرد و به همراه شخصی به اسم ادوارد جونز و چارلز برگسترسر که بنیانگذار کمپانی بزرگ انتشاراتی بود همکاری های زیادی کرده. همونطور که در ویدیوی نظریه Dow Theory چیست؟ نیز گفتیم، نظریه داو در حرکت قیمت دارایی ها تمرکز داره و شکلی از تحلیل تکنیکال هست که مورد استفاده تحلیلگران قرار می گیره.

همچنین این نظریه بر اساس 255 مقاله در وال استریت ژورنال نوشته و راه اندازی شده. بهتره بدونین چارلز هنری داو که بنیانگذار نظریه داو هست، روزنامه نگار، بنیانگذار و اولین سردبیر وال استریت ژورنال بود. او همچنین یکی از بنیانگذاران نظریه داو جونز و شرکت های مشتق نیز بوده که همین سابقه ها نشون میده که این شخص مهارت زیادی در نظریه نویسی داره.

بعد از مرگ چارلز هنری داو نیز افرادی به اسم های ویلیام پیتر همیلتون، رابرت ریا و جورج شفر نظریه داو رو بر اساس مقاله های اون جمع بندی کردن. به عبارت دیگه تئوری داو از انواع چارچوب های تحلیل تکنیکال هست که بر اساس آموخته های شخصی به اسم چارلز هنری داو در مورد عملکرد بازارهای مالی به دست اومده.

همچنین این شخص یکی از بنیانگذاران و ویراستارهای روزنامه وال استریت و بنیانگذار شرکت بورس آمریکا و Dow Jones نیز بوده. بهتره بدونین این شخص در زمان حیات خودش مجموعه ای از مقالات رو از دهه 1900 نوشت که نتیجه این مقالات، نظریه داو شد.

نظریه داو در بازارهای مالی چگونه است؟

همونطور که در ویدیوی نظریه Dow Theory نیز گفتیم، نظریه داو نوعی نظریه مالی هست که در آموزش تحلیل تکنیکال و زیربنای همبستگی شاخص ها در تحلیل تکنیکال محسوب میشه. همچنین تئوری داو این اطلاع رو میده که اگه یکی از میانگین های بازار از سقف مهم قبلی خودش بالاتر بره، بازار در یک روند صعودی قرار می گیره و در این صورت میانگین شاخص های دیگه نیز مثل همین صعود رو تجربه می کنند. یادآوری می کنیم که شما کاربر عزیز می تونین آموزش پرایس اکشن آکادمی ارز سنج رو مشاهده کنین و به صورت حرفه ای به تحلیل بازار بپردازین و به سود های خوبی برسین.

برای مثال اگه میانگین تئوری داو از سقف میانی خودش بالاتر بره، انتظار میره میانگین حمل و نقل داو جونز نیز در یه بازه زمانی مشخص از این حرکت پیروی می کنه. همچنین شما می تونین با استفاده از تئوری داو روند حرکت بازار رو پیش بینی کنین.

همونطور که در بخش قبلی هم گفتیم، نظریه داو توسط شخصی به اسم چارلز هنری داو راه اندازی و معرفی شد. بهتره بدونین این شخص اعتقاد داشت که بازارهای مالی به عنوان کلی معیاری قابل اعتماد برای سنجش شرایط تجارت در اقتصاد هست و افراد این امکان رو دارن تا با تحلیل کلی بازار این شرایط رو به دقت بررسی و جهت اصلی روندهای بازار و همچنین مسیر احتمالی پیش روی هر دارایی رو پیدا کنند. البته توجه داشته باشین که این نظریه در طول تاریخ بیش از 100 ساله ی خودش تغییرات زیادی پیدا کرده.

سیگنال ها و شناسایی روندها:

همانطور که در ویدیوی نظریه Dow Theory چیست؟ نیز گفتیم، یکی از مشکلات تئوری داو تشخیص دقیق تغییر روند هست. همچنین فراموش نکنین که معامله گرانی که با نظریه داو فعالیت می کنند در جهت روند اصلی بازار معامله می کنند. به این ترتیب باید بتونن به صورت دقیق نقطه تغییر جهت بازار رو تشخیص بدن. یکی از روش های اصلی مورد استفاده برای تشخیص تغییر روندها در نظریه داو، تحلیل سقف و کف های بازار هست.

اجزای اصلی تئوری داو کدامند؟

همونطور که گفتیم، نظریه داو به بررسی و پیش بینی قیمت دارایی ها تمرکز داره و شکلی از تحلیل تکنیکال هست که شامل چرخش های بازارهای مالی میشه. همچنین این نظریه شش جزء اصلی داره که به همین منظور ما در این قسمت از مقاله نظریه Dow Theory چیست؟ به بررسی برخی از اجزای اصلی تئوری داو می پردازیم.

• یکی از اجزای اصلی تئوری داو این هست که قیمت تنها چیزیه که بهش احتیاج داریم. بهتره بدونین نظریه داو بر اساس فرضیه بازارهای کارآمد فعالیت می کنه که طبق اون قیمت دارایی ها همه اطلاعات موجود رو شامل میشه. به عبارت دیگه رویکرد نقطه مقابل اقتصاد رفتاری هست.

• یکی دیگه از اجزای اصلی تئوری داو این هست که روندهای بازار از نظر زمانی سه نوع هستن. بازارها روندهای اصلی رو تجربه می کنند که یه سال یا بیشتر طول می کشه، مثل بازار گاوی یا خرسی. همچنین در این روندهای اصلی، روندهای ثانویه وجود داره که در اکثر مواقع برخلاف روند اصلی فعالیت می کنند.

• یکی دیگه از اجزای اصلی تئوری داو این هست که روندهای اصلی شامل سه فاز هستن. در یه بازار صعودی این ها مرحله انباشت، مرحله مشارکت عمومی و مرحله مازاد هستن و در یه بازار نزولی نیز به اون ها فاز توزیع، مرحله مشارکت عمومی و فاز وحشت گفته میشه.

• یکی دیگه از اجزای اصلی تئوری داو این هست که حجم باید روند رو تایید کنه. بهتره بدونین اگه قیمت در جهت روند اصلی حرکت بکنه، حجم باید افزایش پیدا بکنه و اگه خلاف اون حرکت بکنه، کاهش پیدا می کنه. همچنین حجم کم نشونه ضعف در روند هست.

• یکی دیگه از اجزای اصلی تئوری داو این هست که در روندها تا زمانی که یه بازگشت واضح رخ نده، ادامه دارن. همچنین معکوس شدن در روندهای اصلی رو میشه با روندهای ثانویه اشتباه گرفت.

مراحل روند اصلی:

همونطور که در ویدیوی نظریه Dow Theory نیز گفتیم، با توجه به اطلاعات به دست اومده توسط تئوری داو، هر روند اصلی شامل 3 مرحله هست که به همین منظور در این قسمت از معرفی نظریه داو، به معرفی و بررسی مراحل روند اصلی می پردازیم.

• مرحله جمع آوری

یکی از مراحل روند اصلی، مرحله جمع آوری هست. بهتره بدونین نخستین مرحله یه روند اصلی در بازارهای مالی و به خصوص بازار ارزهای دجیتال همیشه با مرحله جمع آوری شروع میشه. به عبارت دیگه سرمایه گذاران بزرگ در یه قیمت مشخصی تصمیم به خرید یا فروش یه دارایی مشخص می گیرن. همچنین این حرکت همیشه در خلاف جهت پیش بینی فعالان و معامله گران بازارها اتفاق می افته

• مرحله مشارکت عمومی

یکی دیگه از مراحل روند اصلی، مرحله مشارکت عمومی هست بهتره بدونین بعد از شروع حرکت قیمت در جهت روند جدید، احساسات مثبتی در بازارهای مالی به وجود میاد که باعث میشه افراد زیادی در جهت روند وارد بازار بشن. این کار باعث میشه تا حرکت قیمت به سمت بالا یا پایین سریع تر اتفاق بیفته.

• مرحله زیاده روی یا ترس

یکی دیگه از مراحل روند اصلی، مرحله زیاده روی یا ترس هست. بهتره بدونین این همون مرحله ای هست که افرادی که احساس می کنند از بازار جا موندن، وارد بازی شده و در محدوده ای که قیمت بیش از حد بالا یا پایین هست وارد معامله میشن، بی خبر از اینکه اینجا همون جایی هست که حرفه ای ها به فکر سیو سود هستن.

بازگشت ها:

بهتره بدونین وقتی که بازار نتونه سقف و قله دیگه ای رو در جهت روند اصلی بازار به وجود بیاره، یه نشونه بازگشت در روند اصلی نشون داده میشه. همچنین برای یه روند صعودی یه بازگشت با ناتوانی در رسیدن به یه قله جدید و به دنبال ناتوانی در ثبت یه قله بالاتر نشون داده میشه.

همچنین در این شرایط بازار از یه دوره کف ها و سقف های پشت سر هم بالاتر به کف ها و سقف های متوالی پایین تر تبدیل شده که ویژگی یه روند اصلی نزولی هست. نکته قابل توجه این هست که در مورد تبدیل روند نزولی به صعودی نیز به همین شکل هست.

جمع بندی و نتیجه:

در ویدیوی نظریه Dow Theory چیست؟ سعی کردیم اطلاعاتی در مورد تئوری داو برای شما ارائه کنیم تا بتونین با نظریه Dow Theory آشنایی داشته باشین و بتونین از این نظریه در تحلیل تکنیکال های خودتون استفاده کنین. همانطور که گفتیم، نظریه Dow Theory نوعی نظریه مالی هست که در بازارهای مالی به خصوص بازار ارزهای دیجیتال مورد استفاده تحلیلگران و معامله گران می گیره و محبوبیت زیادی داره. همچنین اگه دوست دارین تا اطلاعات بیشتری در مورد نظریه داو به دست بیارین، توصیه می کنیم تا ویدیوی آموزشی رو مشاهده کنین

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

تئوری داو (Dow Theory) یک تئوری مالی است که بیان می‌دارد که بازاری در حالت صعودی می‌باشد که یکی از شاخص‌های میانگین آن (مانند شاخص صنعتی و یا شاخص حمل‌ونقل) به سطحی بالاتر از سطح قلهٔ مهم قبلی خود صعود کند. این صعود قیمتی باعث ‌می‌شود که دیگر میانگین‌ها و شاخص‌ها نیز به سمت بالا حرکت کنند. برای مثال، اگر شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) به سطحی بالاتر از سطح میانگین خود حرکت کند، شاخص میانگین حمل‌ونقل داو جونز (Dow Jones Transportation Average – DJTA) نیز با فاصلهٔ زمانی کوتاه این حرکت روبه‌بالا را انجام خواهد داد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص میانگین صنعتی داوجونز می‌توانید از مطلب آموزشی «شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟» دیدن نمایید.

نکات مهم:

  • تئوری داو به‌مانند یک اسکلت تکنیکالی برای بازار است که پیش‌بینی ‌می‌نماید که هرگاه یکی از میانگین‌های بازار به سطحی بالاتر از بالاترین نقطهٔ مهم قبلی خود رسید، بازار به‌صورت کلی صعودی خواهد بود و دیگر شاخص‌ها و میانگین‌ها نیز همان مسیر را (هرچند با مدت زمانیِ متفاوت) طی خواهند کرد.
  • این تئوری بر این پایه و اساس استوار است که موضوعات و متغیرات دیگر در بازار ثابت بمانند، به این فرضیه، فرضیهٔ بازارهای بهینه (Efficient Market Hypothesis) گفته ‌می‌شود.
  • در چنین الگویی، شاخص‌های متفاوت بازار باید یکدیگر را از طریق حرکات قیمتی و الگوهای حجمی‌ تأیید نمایند تا زمانی که روند حال حاضر قطع شده و بازگشت روند (Trend Reversal) رخ دهد.

درک مفهوم تئوری داو

تئوری داو یک دیدگاه معاملاتی بود که توسط چارلز داو (Charles Dow) به همراه ادوارد جونز (Edward Jones) و چارلز برگ‌استرسر (Charles Bergstresser) توسعه یافت. این سه شخص با یکدیگر شرکت داو جونز و شرکاء (Dow Jones and Company, Inc.) را تأسیس نمودند و شاخص میانگین صنعتی داو جونز را در سال 1896 ارائه کردند. داو از تئوری خود در یک‌سری از مقالات در روزنامه معتبر وال‌استریت ژورنال (Wall Street Journal) رونمایی کرد، او این روزنامه را نیز به همراه دیگر همکارانش پایه‌گذاری کرده بود.

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

چارلز داو در 1902 از دنیا رفت و به دلیل مرگ خود نتوانست تئوری کامل‌اش را در مورد بازارها ارائه دهد. اما بسیاری از همراهان و همکاران او ادامهٔ کار را در دست گرفتند و با استفاده از نوشته‌های او، این تئوری را کامل کردند. برخی از مهم‌ترین کسانی که در توسعه تئوری داو شریک بودند شامل افراد زیر ‌می‌گردند:

  • ویلیام همیلتون (William P. Hamilton) در کتاب “The Stock Market Barometer” – 1922
  • رابرت رِآ (Robert Rhea) در کتاب “The Dow Theory” – 1932
  • جورج شِفِر ( George Schaefer) در کتاب “How I Helped More than 10000 Investors to Profit in Stocks” – 1960
  • ریچارد راسل (Richard Russell) در کتاب “The Dow Theory Today” – 1961

داو باور داشت که باید به بازار سهام به‌عنوان یک مقیاس معتبر از عملکرد کلی کسب‌وکارها و اقتصاد نگاه شود. و یک شخص ‌می‌تواند با تحلیل کلی بازار، به سنجه‌ای مناسب در مورد جهت حرکت بازار و وضعیت آن و جهت حرکت قیمتی هر یک از سهام منفرد (Individual Stocks) دست پیدا کند.

تئوری داو در طی تاریخچهٔ بیش از 100 سالهٔ خود مورد توسعه‌های بسیار زیادی قرار گرفته است، مانند توسعه‌هایی که ویلیام همیلتون (William Hamilton) در دههٔ 20 میلادی، رابرت رِآ (Robert Rhea) در دهه 30 میلادی، و جرج شِفِر (E. George Schaeffer) و ریچارد راسل (Richard Russel) در دهه 60 میلادی انجام دادند. در طی این مدت برخی از جنبه‌های این تئوری اهمیت و ماهیت خود را از دست دادند. برای مثال، تأکید بیش از اندازه تئوری اصلی داو بر روی بخش حمل‌ونقل (که شامل راه‌آهن‌ها در نسخه‌ٔ اصلی این تئوری بود) از نسخه‌های جدید حذف شده است، اما کلیت اصلی تئوری داو (مرجع) همچنان به‌عنوان یک ابراز مهم تحلیل تکنیکال مدرن در نظر گرفته ‌می‌شود.

تئوری داو چگونه کار ‌می‌کند؟

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

تئوری داو از شش جزء اصلی تشکیل شده است.

تما‌می اطلاعات و مسائل مهم در قیمت‌های بازار لحاظ شده است.

تئوری داو براساس فرضیهٔ بازارهای بهینه (Efficient Market Hypothesis – EMH) عمل ‌می‌کند، این تئوری به این موضوع مهم اشاره ‌می‌کند که قیمت یک دارایی تمام اطلاعات مهم مورد نیاز ما در مورد آن دارایی را در خودش جای داده است. به‌بیان دیگر، این تئوری به‌عنوان یک آنتی تز (Anti – Thesis) در برابر اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics) عرضه شد.

سودهای احتمالی، مزایای رقابتی، رقابت برای مدیریت شرکت‌ها و…. همگی فاکتورهایی هستند که در قیمت سهام یک شرکت در بازار لحاظ شده‌اند، حتی اگر کاربران و فعالان بازار نسبت به‌هیچ یک از این جزئیات اطلاعی نداشته باشند. با دقت بیشتر در این تئوری، ‌می‌توان متوجه شد که این تئوری آینده را نیز به شکلی ریسکی پیش‌بینی نموده است.

سه روند اصلی در بازار وجود دارند.

بازارها سه روند اصلی را تجربه ‌می‌کنند که ممکن است یک سال و یا حتی بیشتر به طول بیانجامند، اصلی‌ترین این روندها، روندهای صعودی و یا روندهای نزولی ‌می‌باشند.

در کنار این روندهای اصلی، روندهای ثانویه‌ای نیز در بازار تجربه ‌می‌شوند که معمولاً در جهتی خلاف جهت روند اصلی حرکت ‌می‌کنند. از این روندها ‌می‌توان به بازگشت‌های قیمتی (Price Reversals) اشاره کرد که در بازارهای روبه‌بالا (یا بازارهای گاوی – Bull Markets) به‌صورت یک روند روبه پایین (Pullback) و در بازارهای نزولی (یا بازارهای خرسی – Bear Markets) به‌صورت یک رالی قیمتی (Price Rally) به سمت بالا دیده ‌می‌شوند. این روندهای ثانویه قیمتی ‌می‌توانند از سه هفته تا سه ماه به طول بیانجامند. در نهایت، روندهای کوچکی نیز در بازار دیده ‌می‌شوند که کمتر از سه هفته به طول ‌می‌انجامند، که به این روندهای کوچک و کم‌اهمیت – البته در بازه‌های زمانی طولانی‌مدت – معمولاً نام نویز بازار (Noises) اطلاق ‌می‌گردد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

روندهای اصلی شامل سه فاز ‌(Phase) می‌باشند

روندهای اصلی در بازار از سه فاز مهم عبور خواهند کرد. براساس تئوری داو، در یک بازار صعودی، شاهد سه فاز تجمیع (Accumulation Phase)، فاز مشارکت عمو‌می‌ و یا فاز حرکت بزرگ (Public Participation Phase)، و فاز افراط در بازار (Excess Phase) ‌می‌باشیم. در یک بازار نزولی، از این سه فاز به‌عنوان فازهای توزیع (Distribution Phase)، فاز مشارکت عمومی (Public Participation Phase)، و فاز ترس و وحشت (Panic or Despair Phase) نام برده ‌می‌شود.

شاخص‌ها باید یکدیگر را تأیید کنند

برای شکل‌گیری یک روند در بازار، داو اظهار داشت که میانگین‌های بازاری و شاخص‌ها باید یکدیگر را تأیید کنند. این بدین معنی است که در صورت دیده‌شدن یک سیگنال در یک شاخص، باید همین سیگنال‌ها در دیگر شاخص‌ها و یا میانگین‌های بازار نیز دیده شود. اگر یک شاخص، مانند شاخص میانگین صنعتی داو جونز (DJIA)، شروع یک روند اصلی جدید را تأیید کند اما یک شاخص دیگر در حالت روند نزولی خود باقی بماند، معامله‌گران هنوز نباید وقوع روند اصلی جدید را قطعی بدانند زیرا هنوز توسط شاخص‌های دیگر تأیید نشده است.

داو از دو شاخص اصلی‌ای که خود و همکارانش ابداع کردند برای بررسی سلامت و وضعیت کسب‌وکارها استفاده کرد. این دو شاخص شامل شاخص میانگین صنعتی داو جونز (DJIA) و شاخص میانگین حمل‌ونقل داو جونز (DJTA) بودند. در این حالت اگر شاخص میانگین صنعتی داو جونز، به سمت بالا حرکت ‌می‌کرد، باید منتظر حرکت شاخص میانگین حمل‌ونقل داو جونز نیز به سمت بالا ‌می‌بودیم. اما اگر قیمت دارایی‌ها در حال افزایش بوده باشد، اما قیمت ریل‌گذاری‌ها و راه‌آهن افزایشی را تجربه نکرده باشند و یا حتی کاهشی بوده باشند، احتمال عدم ثبات در این روند وجود داشت. حالت عکس این قضیه نیز کاملاً محتمل و شدنی بود، در این حالت صنایع ریلی و راه‌آهن‌ها سودهای کلانی را تجربه ‌می‌کردند اما بازار از سویی دیگر، می‌توانست در یک حالت نزولی به سر ‌ببرد و در این حالت نیز هیچ روند مشخصی را نمی‌توانستیم در بازار پیش‌بینی کنیم.

حجم باید روند را تأیید کند

در صورت حرکت قیمت در جهت روند اصلی، حجم باید افزایش یافته و در صورت حرکت آن در خلاف جهت روند اصلی حجم باید کاهش پیدا کند. حجم پایین نشان از ضعف در روند ‌می‌دهد. برای مثال، در یک بازار صعودی، حجم باید در صورت افزایش قیمت‌ها روندی صعودی، و در صورت رخ دادن روندهای ثانویه (بازگشت‌های قیمتی – Price Reversals) باید روندی نزولی پیش گیرد. اگر در این مثال، حجم در زمان رخ دادن یک بازگشت قیمتی افزایش پیدا کند، ‌می‌تواند نشان از یک بازگشت روند و آمادگی بازار برای ورود به حالت نزولی داشته باشد.

روندها تا زمان رخ دادن یک بازگشت قدرتمند باقی ‌می‌مانند.

ایجاد بازگشت (Reversals) در روندهای اصلی هرگز نباید با رخ دادن روندهای ثانویه اشتباه گرفته شود. تشخیص اینکه یک حرکت صعودی در یک بازار نزولی و یا یک بازگشت قیمتی در یک بازار صعودی باعث تغییر روند ‌می‌شود، و یا همین که روند کنونی به مسیر حرکت خود ادامه ‌می‌دهد سخت ‌می‌باشد. در این حالت تئوری داو به ‌معامله‌گران هشدار ‌می‌دهد و بر این موضوع اصرار دارد که این بازگشت احتمالی قیمتی باید ابتدا تأیید شود.

موارد مهمی که باید در مورد تئوری داو مدنظر داشته باشید

در اینجا به برخی از نکات در مورد تئوری داو ‌می‌پردازیم.

قیمت‌های بسته شدن (Closing Prices) و حرکات قیمتی بدون جهت (Line Ranges)

چارلز داو تنها بر روی قیمت‌های پایانی روز (قیمت بسته شدن) اتکاء داشت و به حرکات میان روزانه شاخص‌ اهمیتی نمی‌داد. برای تأیید یک روند، قیمت بسته شدن باید نشان‌دهندهٔ رخ دادن آن روند باشد، نه حرکات میان روزی قیمت (Intraday Price Movement).

یک ویژگی دیگر از تئوری داو ایدهٔ حرکات بدون جهت قیمت (بازار بی‌جهت) است، که در دیگر نقاط تحلیل تکنیکال به آن عنوان (بازارهای بی‌جهت – Trading Ranges) داده‌اند. در این بازه‌های زمانی که حرکات قیمتی به‌صورت افقی بوده و بازار جهت مشخصی (روبه بالا و یا روبه پایین) ندارد، ‌معامله‌گران ‌می‌توانند منتظر یک حرکت قیمتی بمانند تا خط روند (Trend line) را شکسته و آماده تصمیم‌گیری در مورد جهت حرکت‌اش در بازار شوند. برای مثال، اگر قیمت به محدودهٔ بالاتر از سطح خط روند خود صعود کند، به احتمال زیاد روند آیندهٔ بازار روندی صعودی خواهد بود. البته باید در نظر گرفت که این شکست خط روند، حتماً با تثبیت قیمتی‌ای در آن سطح اتفاق بیافتد و یک خطا (Fail Break-Out) نباشد.

سیگنال‌ها و تشخیص روندهای بازار

یکی از سختی‌هایی که در اعمال تئوری داو وجود دارد، تشخیص صحیح روندهای بازار و بازگشت‌های روندی است. به یاد داشته باشید، شخصی که با استفاده از تئوری داو به معامله‌گری در بازار ‌می‌پردازد، از روند عمده و اصلی بازار استفاده ‌کرده و در جهت آن معامله ‌می‌کند، بنابراین بسیار حیاتی است که این شخص نقاطی که در آنها احتمال بازگشت روندی در بازار وجود دارند را شناسایی کنند.

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

یکی از اصلی‌ترین تکنیک‌های استفاده شده برای شناسایی نقاط بازگشت روند در بازار تحت عنوان بررسی قله‌ها و کف‌ها (Peak and Trough Analysis) شناخته ‌می‌شود. یک قله به‌عنوان بالاترین سطح قیمتی که بازار تا آن نقطه حرکت کرده است در نظر گرفته ‌می‌شود. در حالی که یک کف به‌عنوان پایین‌ترین قیمتی که بازار تا آن نقطه حرکت داشته است، شناخته ‌می‌شود. در نظر داشته باشید که تئوری داو در این حالت، فرض را بر این گذاشته است که بازار در یک خط افقی حرکت نمی‌کند بلکه روندی مشخص و به سمت بالا (صعودی) و یا به سمت پایین (نزولی) را دارد. تنها در این دو حالت است که بازار نظریۀ داو قله‌های جدید (Peaks) و یا کف‌های جدید (Troughs) را ‌می‌سازد.

یک روند روبه بالا در تئوری داو به‌صورت یک‌سری از قله‌هایی تعریف ‌می‌شود که به‌صورت متوالی تشکیل شده‌اند و هریک از این قله‌ها از دیگری بالاتر ‌می‌باشد. یک روند نزولی نیز در تئوری داو به‌شکل یک‌سری از کف‌ها که به دنبال یکدیگر تشکیل شده‌اند، تعریف شده‌اند که هریک از این کف‌ها در سطح قیمتی‌ای پایین از کف‌های قبلی قرار گرفته است.

اصل ششم تئوری داو عنوان ‌می‌دارد که روند در حالت خود باقی ‌می‌ماند تا زمانی که یک نشانه واضح از بازگشت روند (Trend Reversal) در آن دیده شود. این موضوع به قانون اول نیوتون در مورد حرکت شباهت زیادی دارد، در این قانون به این موضوع اشاره شده است که یک جسم تمایل به حرکت در جهت قبلی خود را دارد تا زمانی که یک نیرو خارجی جدید بر آن اعمال شود. در حالتی مشابه، روند بازار نیز به همین صورت عمل ‌می‌کند و تمایل به حرکت در جهت پیشین خود دارد، یعنی برای مثال، در صورت صعودی بودن تمایل به ادامه روند صعودی و در صورت نزولی بودن تمایل به افت قیمتی و ادامهٔ روند نزولی خود را خواهد داشت. مگر اینکه یک نیروی قوی مانند تغییر نگرش ‌معامله‌گران، اخبار تأثیرگذار اقتصادی و بنیادی و …. بازار را تحت تأثیر قرار دهند تا این روندها به اتمام رسیده و بازگشت روند رخ دهد.

بازگشت‌های روند (Trend Reversals)

بازگشت‌های روند در روندهای اصلی بدین صورت تعریف ‌می‌گردند: در بازگشت‌های روند، در صورت وجود روند صعودی، روند اصلی دیگر نمی‌تواند قله‌های جدیدی را ثبت نماید. و اگر روند نزولی باشد، روند از ثبت کف‌های قیمتی جدید عاجز ‌می‌ماند. در چنین شرایطی، بازار از حالت تشکیل سقف‌ها و کف‌های متوالی خارج ‌می‌شود، و در صورت تشخیص درست بازگشت روندی، ‌می‌توان به این نتیجه رسید که روند اصلی سابق در بازار به پایان خود رسیده است.

بازگشت روند همان طور که گفته شد، زمانی صورت ‌می‌گیرد که قیمت‌ها در بازار دیگر نتواند سقف‌ها و یا کف‌های جدیدی برای خود بسازد و به جای آنها، شروع به ساختن کف‌ها و یا سقف‌های قیمتی جدیدی نماید. البته این اتفاق به آرا‌می ‌رخ ‌می‌دهد و در صورت تثبیت شدن، ‌می‌توان منتظر شکل‌گیری یک روند جدید و به اتمام رسیدن روند قبلی بود.

تیم تحریریه دیجی کوینر

این مقاله به کوشش هیئت تحریریه دیجی کوینر تولید شده است. تک تک ما امیدواریم که با تلاش خود، تاثیری هر چند کوچک در آگاه سازی فعالان حوزه رمز ارزها و بازارهای مالی داشته باشیم.

آموزش تئوری داو (Dow Theory) نسخه کامل

در سال 1882 میلادی شخصی بنام چارلز داو به همراه شریک خودش ادوارد جونز اقدام به تاسیس کمپانی داو کرد.

چارلز داو نظریاتش را بصورت سلسله مقالاتی در مجله وال استریت منتشر میکرد که در نهایت مجموع مقالات او در قالب نظریه داو یا تئوری داو پایه و اساس تحلیل تکنیکال را شکل داد.

این جلسه آموزشی از سلسله جلسات آموزش فارکس متوسطه است درصورتی که تمایل دارید تمامی جلسات آموزشی را مشاهده کنید از لینک رو برو استفاده کنید تا به لیست کامل این دوره آموزش فارکس دسترسی پیدا کنید.

تئوری داو در واقع یک سری مفاهیم است که چهارچوب اصلی تحلیل تکنیکال را تشریح میکند. اصول این تئوری از نوشته های چارلز داو در خصوص بازار های مالی گرفته شده است چارلز داو موسس و ویراشگر نشریه وال استریت ژورنال بود و یکی از بنیانگذاران کمپانی داو جونز Dow Jones & Company میباشد.

چارلز داو به عنوان بخشی از داوجونز کمک کرد که اولین شاخص سهام بورس با نام Dow Jones در شاخه حمل و نقل ایجاد شود.

چارلز داو به هیچ عنوان تئوری خود را بصورت مکتوب و پیوسته در نیاورد و به هیچ عنوان از آن بعنوان تئوری یاد نکرد اما بسیاری از افراد تواتستند از ایده های او الگو برداری کرده و استفاده کنند. بعدها شخصی بنام ویلیام همیلتون که یکی از نویسندگان نشریه وال استریت ژورنال بود مقالات چارلز داو را در کنار هم قرار داد و چیزی را به وجود آورد که امروزه با نام تئوری داو Dow Theory شناخته میشود.

در این آموزش با تمام زیر و بم این تئوری را بیان میکنیم و بررسی میکنیم و البته در همین ابتدا به این مورد اشاره کنیم که این تئوری نیز مانند هر فرضیه یا نظریه دیگری به هیچ وجه کامل نیست و خالی از خطا نخواهد بود و تمامی بخشهای آن قابل تفسیر به شکل ها و شمایل متفاوت میباشد.

کلیت تئوری داو Dow Theory

بروکر آلپاری محبوبترین بروکر در ایرانیان

اصول اولیه ارائه شده از طرف چارلز داو بسیار نزدیک و هم سو با نظریه دیگری با نام بازار موثر است . چارلز داو باور داشت که بازار همیشه واقعیت را کمرنگ میکند و تمامی اطلاعاتی که ما داریم قبلا اثر خود را برروی قیمت گذاشته است.

تصور کنید انتظار بر این باشد که یک کمپانی گزارشی از در آمد خود را بصورت خوب و مثبت ارائه کند.همین موضوع قبل از اینکه اتفاق بیافتد اثر خود را بر روی بازار خواهد گذاشت پس در اینگونه شرایط درخواست و تقاضا برای سهام آن شرکت قبل از انتشار اطلاعات و گزارش بالا میرود پس طبیعی است اگر بعد از بیرون آمد گزارش مورد انتظار قیمت تغییرات چندانی نخواهد داشت. البته این موضوع عمومیت ندارد ولی تغریبا در اکثر مواقع صادق است.

یکی از بزرگترین اکشتفات داو که در تئوری داو توضیح داده شده است این است که او کشف کرد که در برخی از مواقع قیمت در سها یک شرکت یا در بورس بعد از اینکه خبر مورد انتظار منتشر میشود هرچند یک خبر خوب بوده است بازهم قیمت کاهش پیدا میکند کشف داو این بود که قیمت قبلا اثر خود را از انتظار خبر گرفته است اما با انتشار رقم صحیح بازار متوجه شده است که قیمت به میزانی که رشد کرده است نباید رشد میداشت پس خود را اصلاح کرده است.

این قوانین از نظر بسیاری از معامله گران و سرمایه گذاران مخصوصا آنهایی که بصورت حرفه ای از تحلیل تکنیکال برای تجزیه و تحلیل بازار فارکس استفاده میکنند کاملا تایید شده است اما نظر مخالفی نیز وجود دارد چرا که از طرفی کسانی هستند که از تحلیل بنیادین یا همان تحلیل فاندامنتال استفاده میکنند موافق نیستند چرا که آنها معتقد هستند که ارزش و قیمت حاکم بر بازار بر روی قیمت یک سهام تاثیری نمیگذارد.

اصول اولیه نظریه داو یا همان تئوری داو Dow Theory

در نظریه داو اصولی وجود دارد که در زیر به آنها اشاره میکنیم :

  1. قیمتها تنها چیزهایی هستند که به آن نیازمند هستیم.
  2. در بازار سه نوع روند وجود دارد.
  3. در روندهای بزرگ ما سه مرحله داریم.
  4. در تحلیل شاخص ها باید شاخص ها یکدیگر را تایید کنند.
  5. روند بازار را حجم معاملات تصدیق میکنند.
  6. روند ها در بازار فارکس تا وقتی که اخطار قطعی دال بر بازگشت را دریافت نکنند به مسیر خود ادامه خواهند داد.

در این پست در خصوص هرکدام از این موارد بصورت مفصل سخن خواهیم گفت.

1: قیمت تنها چیزی است که بازار بر روی آن اثر میگذارد.

این واقعیت که همیشه هر نوع گزارش یا خبر یا اطلاعیه و هر آنچه میتواند بر بازار تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد تنها و تنها بر روی قیمت خود را نمایش میدهد را هرگز فراموش نکنید.و به دنبال مسائل پیچیده نباشید قیمتها با شما صحبت میکنند

2: در بازار تنها 3 نوع روند داریم این سه روند عبارتند از روند صعودی و روند نزولی و روند خنثی که در بخش روندها به آن میپردازیم.

3 : هر روند بزرگی از سه مرحله تشکل شده است که در ادامه به شما توضیح خواهیم داد.

تئوری داو می‌گوید که سه روند مختلف در بازار وجود دارد:

  • روند اصلی یا روند اولیه: روند اصلی بین چندماه تا چندین نظریۀ داو سال باقی خواهد ماند و حرکت اصلی و بزرگ بازار را مشخص می‌کند.
  • روند ثانویه روند اصلاحی بزرگ: روند ثانویه بین چند هفته تا چندین ماه باقی می‌ماند.
  • روند سوم روند اصلاحی کوچک : این روندها در کمتر از یک هفته و یا ده روز میل به از بین رفتند دارند. در برخی موارد این روند‌ها در طی چند ساعت یا یک روز نیز از بین می‌روند.

به عبارتی روندهای موجود در بازار را میتوان به زبان ساده تر به سه دسته تقسیم کرد.

هرکدام از این روندها میتوانند در کنار دیگری قرار بگیرند بعنوان مثال ممکن است در روند بلند مدت بازار در یک روند صعودی باشد و همزمان در روند میان مدت در یک روند رنج یا خنثی قرار داشته باشد که یک اصلاح بزرگ میباشد و در عین حال در فاز کوتاه مدت در یک روند صعودی یا نزولی اصلاحی کوچک باشد.

آنچه باید به آن توجه خاص داشته باشیم و اهمیت دهیم این است که ما در چه نوع سیستم معاملاتی اقدام به تحلیل کرده ایم؟

اگر استراتژی ما یک استراتژی کوتاه مدت است یقینا توجه به روند میان مدت و کوتاه مدت برای ما مفید است و اگر استراتژی ما در یک روند میان مدت است توجه به روند بلند مدت بسیار اهمیت خواهد داشت.

در آینده بیشتر توضیح خواهیم داد که چطور با توجه به روندها میتوانیم معاملات مطمئن تر و با ریسک کمتری داشته باشیم اما در این بخش در همین حد بدانید که یک تحلیل گر حرفه در روند میان مدت با توجه به روند بلند مدت به هیچ عنوان به دنبال ورود به یک معامله در جهت خلاف روند بلند مدت نخواهد بود.

پس اگر روند بلند مدت را صعودی میبیند و استراتژی وی بر اساس روند میان مدت است به هیچ وجه به دنبال معاملات فروش نیست و فقط به دنبال بهترین نقاط برای معاملاتی با مطابقت و در جهت روند بلند مدت میباشد.

گام های روند اصلی یا اولیه در تئوری داو

بر اساس تئوری داو در یک روند اولیه که ما از آن به روند اصلی یاد میکنیم سه مرحله وجود دارد. ما این سه مرحله را با یک مثال برای یک روند مثبت یا صعودی شرح میدهیم:

اول : ذخیره و توده Accumulation

بعد از اینکه یک روند منفی یا نزولی شکل گرفت در واقع ارزش پایین یک دارایی مثلا طلا و در مرحله اول منجر به این خواهد شد که تمایلات عمومی و احساسات عمومی به سمتی حرکت کند که بازار اکثرا منفی باشد. تحلیل گر حرفه ای در این زمان شروع به ذخیره سازی یا همان خرید میکند تا در قیمت پایین بعنوان مثال طلا را خریداری کرده باشد.

دوم : مشارکت از سمت دیگران Public Participation

در این زمان افراد دیگری نیز پیدا میشوند و آنچه را که یک تحلیل گر حرفه ای در بازار قبلا دیده است را درک میکنند و شروع به خرید میکنند با این کار بازار با توجه به استقبال عمومی از طلا با رشد همراه خواهد بود و قیمت بصورت چشم گیری افزایش خواهد یافت.

3 : توزیع گسترده Distirbution

تحلیل گر حرفه ای که در قیمتهای پایین خریداری کرده است در این مرحله با توجه به اینکه میداند بازار با این رشد که بخاطر مشارکت عمومی ایجاد شده است به زودی به پایان روند خود خواهد رسید با هوش و زیرکی اقدام به فروش طلا میکند و عملا طلایی که ارزان خریده است را به قیمتی بالا به افرادی که تازه به فکر این هستند که در بخش مشارکت وارد شوند (( به اشتباه چرا که دیگر از زمان مشارکت عبور کرده بازار )) میفروشد و از بازار خارج میشود.

همین مثال را میتوانید برای خودتان برای یک بازار نزولی تصور کنید که تحلیل گر حرفه ای در آغاز روند نزولی با فروش طلا در مقابل دلار اقدام به ذخیره سازی میکند و در زمان مناسب در قیمتی پایین تر اقدام به خرید مجدد در حجم بیشتر خواهد کرد.

1 : مرحله ذخیره و ایجاد توده

2 : مرحله مشارکت عمومی و شکل گیری روند صعودی

3: مرحله توزیع گسترده و نزدیک شدن به پایان یک روند

همانطور که مشاهده میکنید سه مرحله ای که از نظر داو بر بازار حاکم است در تصویر فوق که ازچارت طلا میباشد مشخص است.

نکته جالب اینکه همواره بازار از مرحله سه به مرحله یک منتقل خواهد شد به این معنی که شکل گیری سه مرحله ای مجدد هر زمان در پایان مرحله سوم ممکن است اتفاق بیافتد و البته ممکن است با یک تغییر روند و یا یک اصلاح همراه باشد.

مجدد متذکر میشوم که هیچ ضمانتی وجود ندارد که این قوانین همیشه درست از آب در بیایند اما با بررسی چارت یقینا تایید خواهید کرد که عموما این اتفاق را مشاهده میکنید و سه مرحله گفته شده را به تکرار میتوانید در چارت خودتان مشاهده کنید.

در تصویر زیر نیز برای یک روند نزولی در تایم روزانه را میتوانید مشاهده کنید.

شاخص ها باید یکدیگر را تایید کنند

در تئوری داو اینطور گفته شده است : زمانیکه یک روند اصلی در یک شاخص یا نمودار ایجاد میشود باید توسط شاخصی دیگر در نمودار مورد تایید قرار بگیرد.

بعنوان مثال شما اگر روند اصلی را در یک جفت ارزی با محوریت دلار را کشف میکنید پس باید تایید افزایش ارزش دلار را از جفتهای ارزی دیگر نیز بگیرید تا یقین کنید که به واقع دلار درحال تقویت است نه اینکه جفت ارزی در مقابل آن درحال افت ارزش است.

فرض کنید که جفت ارزی دلار آمریکا به ین ژاپن شما شاهد شکل گیری یک روند اصلی منجر به تقویت دلار هستید پس طبیعتا این جفت ارزی در حالت صعودی قرار گرفته است. در این حالت برای تایید بهتر است از یک یا چند جفت ارزی دیگر با محوریت دلار نیز تاییدیه بگیرید مثلا جفت ارزی دلار آمریکا به فرانک سوئیس نیز اگر دلار در حال تقویت است باید صعودی باشد.

داو معتقد بوده است که ارتباط بین شاخص ها همیشه حفظ میشود در آن زمان شاخص مورد استفاده داوجونز که از شاخص های حمل و نقل بوده است با شاخص های صنعت در کنار هم در نظر گرفته میشدند امروزه نیز مقایسه شاخص ها یا جفتهای ارزی بازهم کاربرد بسیار مهمی دارند.

نکته لازم به تذکر این است که این تقاطع در بازار رمز ارزها کاربرد چندانی ندارد و مورد استفاده آن بیشتر در بازار فارکس است.

تایید روند بازار با حجم معاملات

در تئوری داو Dow Theory اینطور آمده است که هر چه حجم معاملات بیشتر باشد احتمال اینکه قیمت فعلی بر حرکت بازار تاثیر بگذارد بیشتر است.

از نظر داو یک روند قدرتمند باید با یک حجم بالا از معملات همراه باشد تا ادامه دار باشد در غیر این صورت روند قدرتمندی نخواهد بود.

پس اگر در یک روند صعودی حجم معاملات خرید قوی داشته باشیم احتمال اینکه روند صعودی پر قدرتی داشته باشیم بیسیار زیاد است .چارلز داو از حجم بعنوان یک اندیکاتور ثانویه استفاده میکرده و اعتقاد فراوانی به آن داشته است.

یا تصور کنید ما یک روند داریم چه صعودی چه نزولی تفاوتی نمیکند اما حجم معاملات در جهت روند آنچنان قوی و پرقدرت نیست. این نشان دهنده عدم علاقه و عدم اطمینان سرمایه گذاران از روند است. پس آنها منتظر هستند که تا در صورت جلب اعتماد وارد بازار شوند پس روند حاکم روند قوی نخواهد بود و حرکت قیمت با توجه به حجم پایین معاملات زیاد نخواهد بود.

پس بعنوان مثال اگر یک سهام را در نظر بگیریم که بر اثر انتشار یک خبر خوب و مثبت ارزش قیمتی سهمش افزایش پیدا کند به این افزایش قیمت مادامی ادامه خواهد داد که سهامداران با حجم معاملاتی بالا متقاضی آن باشند در غیر اینصورت شاهد کاهش ارزش خواهیم بود.

یک نکته واقعا سخت:

اینکه بتوانیم یک روند اصلی را از یک بازگشت ثانویه در بازار تشخص دهیم واقعا کار دشواری هست تا حدی که گاها بسیاری را دچار اشتباه میکند تا جایی که یک روند ثانویه منفی یا همان اصلاح قیمت بازار را با بازگشت قیمت و شروع روند اصلی جدید اشتباه میگیرند.

پس برای در امان ماندن از این اشتباه تلاش کنید تا همیشه در جهت روند حاکم معامله کنید و اگر روندی حاکم نیست صبور باشید تا یک روند اصلی جدید شکل بگیرد.

یک روند به مسیر خود ادامه میدهد مگر خلافش ثابت شود

چارلز داو بر این باور بوده است که روند ها همیشه به ادامه مسیر خودشان ادامه خواهند داد مگر اینکه دلایل کافی برای برگشت از ادامه روند خود پیدا کنند.

نکته ای که در چند خط بالاتر گفتیم رو مجدد مطالعه کنید و هیچ وجه در خلاف جهت روند معامله ای انجام ندهید مگر اینکه واقعا اطمینان حاصل کرده باشید که روند جدیدی شکل گرفته است نه یک روند اصلاحی یک روند اصلی جدید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا