فارکس کاران ایران

سایه کندل چیست

الگوی پین بار (بولیش یا گاوی)

الگوهای کندلی ژاپنی چیست؟

الگوهای کندلی ژاپنی چیست؟

ممکن است بسیاری از شما ندانید که نام کامل آن کندل هایی که برای تجارت حود استفاده میکنید، در واقع کندل های ژاپنی میباشند و چهار قرن پیش اختراع شده اند. در این مقاله ما به مفهوم کامل الگوهای کندلی ژاپنی میردازیم. با تیم فیبوتک همراه باشید.

کندل‌های ژاپنی و الگوهایی که ایجاد میکنند، تصویری از داده‌های مالی را نشان میدهند که در میان معامله‌گران مالی و تحلیلگران تکنیکال بسیار محبوب است. این ابزارها که بر اساس ظاهرشان به عنوان کندل‌ها شناخته میشوند، نشان میدهند که چگونه قیمت دارایی بین دو حد نوسان میکند و بنابراین ممکن است بینش‌های صعودی یا نزولی در مورد رفتار آتی دارایی معامله‌شده ارائه دهد که میتواند برای سود مالی استفاده شود. کندل در صرافی‌های کریپتو میتواند حرکت قیمت را در بازه‌های زمانی مختلف، به کوچکی یک دقیقه، و به مدت یک ماه یا بیشتر، نشان دهد.

تاریخچه الگوهای کندلی ژاپنی

در حالی که استفاده از کندل ها قبلاً در گوشه و کنار جهان گسترش یافته بود، کندل های ژاپنی در واقع زاییده فکر Munehisa Homma، تاجری است که چهار قرن پیش زندگی میکرد. در دهه 1700، هوما، یک تاجر برنج ژاپنی، ارتباطی بین اینکه چگونه قیمت برنج از سه چیز پیروی میکند، مشاهده کرد. عرضه، تقاضا و احساسات معامله گران.

پس از معرفی موفقیت آمیز آن در بازار سهام ژاپن، این روش راه خود را به بازار ایالات متحده باز کرد، جایی که برای اولین بار در کتابی نوشته استیو نیسون، تحلیلگر تکنیکال به نام “نمودار کندلی ژاپنی به دنیای غرب” ظاهر شد.

نکته قابل توجه، ورود آن به ایالات متحده، راه را برای پذیرش جهانی این تکنیک در تعامل با ابزارهای مالی هموار کرد. در حال حاضر تعداد بیشماری از معامله گران به طور منظم از کندل به عنوان ابزار اصلی برای تعیین زمان ورود یا خروج از یک موقعیت معاملاتی استفاده می کنند.

الگوی کندلی ژاپنی چه اطلاعاتی را نشان میدهد؟

یک کندل جهت قیمت یک کالای خاص را نشان میدهد. شاخص های مهم شامل قیمت های باز و بسته شدن است. علاوه بر این، آنها نشان میدهند که آیا افزایش یا کاهش قیمت در یک بازه زمانی انتخاب شده وجود داشته است؟

بدنه کندل سبز یا سایه کندل چیست سفید، قیمت مثبت را نشان میدهد، در حالی که حرکت منفی قیمت، رنگ بدنه را به مشکی یا قرمز تبدیل میکند. پلتفرم‌های معاملاتی مدرن به معامله‌گران اجازه میدهند تا رنگ‌های دلخواه خود را برای نمایش حرکات صعودی یا نزولی انتخاب کنند.

الگوهای مختلف کندل ژاپنی

کندل ها به طور واقع بینانه شرایط بازار را با شکل گرفتن در الگوهای مختلف نشان میدهند. آن ها را میتوان به الگوهای کندلی تک، دوتایی و سه گانه تقسیم کرد.

الگوهای تک کندلی

این ها اساس الگوهای دیگر را تشکیل میدهند. قابل ذکر است که درک الگوهای تک کندلی به استخراج روندهای بازار از الگوهای دوتایی و سه گانه کمک میکند. به غیر از Marubozu (که در زیر توضیح داده خواهد شد)، بقیه الگوهای تک نشان دهنده معکوس شدن روند فعلی هستند.

در این دسته، هشت الگوی پایه کندلی وجود دارد.

Doji – ابتدا توجه داشته باشید که Doji در ژاپنی به معنای “همان” است. دوجی شکلی را نشان میدهد که با باز شدن و بسته شدن قیمت برابر است یا تفاوت بسیار کمی دارد. در این حالت، بدنه کندل فشرده میشود (تقریباً مانند یک خط تیره)، و سایه برجسته تر میشود.

برخلاف بازارهای سنتی که اغلب در ساعات برنامه ریزی شده از دوشنبه تا جمعه کار میکنند، کندل استیک ها در کریپتو در واقع میتوانند تجسم واقعی تری از حرکت دارایی معامله شده را نشان دهند، زیرا معاملات کریپتو منحصراً آنلاین است و حرکت قیمت در بازه های زمانی کوتاه تر، به عنوان مثال. 15 دقیقه، 30 دقیقه، 1 ساعت و 4 ساعت، بر خلاف بورس های سنتی، میتواند بدون هیچ گونه وقفه ای در فعالیت معاملاتی به تصویر کشیده شود.

الگوی پین بار

شاخص 2

در مباحث گذشته، به بررسی ترید ارز دیجیتال و همچنین معرفی و بررسی نمودار شمعی یا کندل استیک پرداختیم، حال تیم توکن باز این قصد را دارد که به معرفی و بررسی یکی از مهم ترین استراتژی های معروف دنیای دیجیتال، تحت عنوان پین بار که بر بستر کندل استیک ها صورت می گیرد، بپردازد. اگر می خواهید مشاهده کنید که عمل ترید در واقع یک علم است نه صرفا خرید و فروش ساده، با ما همراه باشید.

مفاهیم کلی:

الگوی پین بار(Pin Bar) چیست؟

باید بدانیم قوی ترین الگو در استراتژی قیمتی، الگوی پین بار می باشد. بیشتر تریدر ها صرفاً از سیگنال های این الگو برای ورود به معاملات بهره جویی می کنند و در عین حال جزو موفق ترین تریدر های بازار به شمار می روند. الگوی پین بار نشان دهنده تغییر توان مابین خریداران و یا فروشندگان است. از این رو الگوی پین بار را می توان به عنوان سیگنالی برای بهره جویی از بازگشت تمایلات و انتظارات بازار استفاده کرد.

پین بار مختصر شده ی کندل پینوکیو می باشد. علت نامگذاری این الگو، به ماهیت خودش برمیگردد. زیرا این الگو می گوید بازار به تریدر ها دروغ می گوید. یعنی آنکه قیمت ارز مورد نظر در بازار به سطحی مخصوصی می رسد، سپس تمام مسیر پیموده را باز می گردد. و این نشانگر آن است که بازار به فریب تریدر ها پرداخته، ضمن آنکه با بسته شدن پین بار خواهیم فهمید که بازار روند اشتباه را رفته و اکنون در راستای مسیر درست قرار گرفته است.

الگوی پین بار

کندل الگوی پین بار دارای یک بدنه ی کوچک و دارای سایه ی بسیار طویلی است.

چگونگی معامله با پین بار

باید بدانیم به عنوان یک تریدر هنگامی با این الگو ترید می‌کنیم که کندل پین بار در قسمت های حمایتی و مقاومتی به وجود آید. یعنی در صورتی این الگو اعتبار خواهد داشت که ما بر حسب روند پیشین نمودار احتمال می‌دهیم که در x قیمت امکان دارد روند مدنظر ما مجدداً دچار تغییر شود. حال برای این که قادر باشیم به ناحیه ورود درستی روی نمودار دست پیدا کنیم، باید در نقطه ی مد نظر به جست و جوی الگو‌های برگشتی همانند پین بار بگردیم.

نقطه ورود

برای یافتن ناحیه ی ورود باید تجربه‌ی بسزایی در زمینه تریدری داشته باشید. عموماً تریدر‌ها برای بهره جویی از این الگو ، ناحیه ی ورود خود را کمی پس از ناحیه ی بسته شدن کندل پین بار قرار می‌دهند، یا اگر تریدری بخواهد کمی محتاطانه ورود کند، صبر می‌کند که یک کندل در جهت و مسیر مورد نظر آن‌ها بسته شود و بعد از کلوز شدن کندل دوم سفارش خود را ثبت خواهند کرد.

الگوی پین بار

نقطه ی ورود

حد ضرر

معامله گرها عموماً حد ضرر خود را در پس سایه کندل pin bar قرار می‌دهند. زیرا با رسیدن قیمت به آن ناحیه به این نتیجه خواهیم رسید که تحلیل ما اشتباهی بیش نبوده و باید قبل از ایجاد ضرر‌های بزرگ‌تر از معامله مد نظر خارج شویم.

pin bar

حد ضرر

حد سود

باید بدانیم بهتر است همیشه از حد سود برای سیستم مدیریت سرمایه‌ی خود بهره جویی کنیم. عموماً معامله گرها حداقل حد سود خود را در حد فاصل دو برابر حد ضرر خود می گذارند. یعنی اگر حد ضرر کاربر 10 پیپ یا مثلا 0.5 درصد فاصله داشته باشد باید اولین حد سود خود را 20 پیپ یا 1 درصد از ناحیه ی ورود فاصله بدهد.

ویژگی های پین بار

•نزولی سایه‌ ی بلند در بالای خود دارد.
•صعودی سایه ی بلند در پایین خود دارد.
•پین بارها بدنه کوچکی دارند.
•الگوی پین بار اگر صعودی باشد در بالای خود یا سایه بسیار بسیار کوچکی دارد یا سایه ندارد.
•الگوی پین بار اگر نزولی باشد در پایین خود یا سایه ندارد یا سایه بسیار بسیار کوچکی دارد.
•در پین بار اگر صعودی باشد کندل سبز و نشانگر قدرت الگو است.
•در پین بار اگر نزولی باشد کندل قرمز نشانگر قدرت الگو است.

الگوهای ترکیبی

معامله گرهای موفق بر این باورند که باید برای تأیید تحلیلشان از روش های گوناگونی بهره مند شوند؛ مثلا آن ها برای تأیید پین بار از اینساید بار و این الگوی بهره جویی می کنند.
یک کندل پین بار، در اینساید بار وجود دارد. کارکرد مطلوب این الگو هنگامی است که روند شکل گرفته باشد.
در واقع می توان گفت این الگو Pin bar شمع اصلی است که در داخل آن اینساید بار به وجود آمده است.
هنگامی که تریدر چنین شمایلی را در چارت سهام مشاهده کند، بدین معنا است که یک ریزش شدید قیمتی در حال اتفاق است.

چگونگی تشکیل پین بار

الگوی پین بار از یک کندل تشکیل می شود که در آن قیمت باز و بسته شدن، شکل گیری بدنه ی کندل و سایه کوتاه و دراز کندل را شامل می شود. در شمایل این الگو، یک بدنه، یک سایه یا دنباله را خواهیم داشت که در بدنه این کندل نسبت به شادو یا سایه کوچکتر خواهد بود.
پین بار به دو صورت صعودی و نزولی صورت می پذیرد. در حقیقت این الگو قادر است روند نمودار را به سوی صعودی یا نزولی شدن پیش بینی کند و میزان قدرت فروشندگان و خریداران را مورد سنجش قرار دهد. می توان گفت این الگو برای چینش استراتژی معاملاتی خود یکی از قوی ترین و کار آمدترین الگوها به شمار می رود.

استراتژی الگوی پین بار

خوب می دانیم برای هر معامله ای در بازار رمز ارزها یا بازارهای دیگر، باید استراتژی مخصوصی داشت. روش های گوناگونی برای انجام معاملات با بهره مندی از الگوی پین بار وجود دارد که به طور مختصر به آن ها اشاره می کنیم.
ناحیه ای که این الگو در نمودار تشکیل می شود، در استراتژی معاملاتی دارای نقش بسیار مهمی است بدین صورت که تریدرها قادرند مهمترین استراتژی معاملاتی را برمبنای آن داشته باشند.

باید بدانیم از آنجایی که شمع الگوی پین بار از توان بالایی برخوردار است، اگر این الگو در سقف بالای نمودار پدیدار شود، محتملاً سیگنال مطلوبی برای فروش و اگر الگوی پین بار در کف قیمت و بر روی ناحیه ی حمایتی با شدوی بلند پدیدار شود محتملاً مجوزی برای صدور سیگنال خرید می باشد.
شایان به ذکر است که یک روش مهم در استراتژی معاملاتی بر مبنای این الگو وجود دارد که آن هم مشاهده در تایم فریم بلند مدت و ارزیابی ناحیه ی سایه پین بار می باشد. بگونه ای که اگر سایه طویل و زیر بدنه ی کندل قرار گرفته باشد، نمایانگر قدرت خریداران و صعود است (و بالعکس) اما اگر سایه طویل و در بالای بدنه قرار گرفته باشد نمایانگر توان فروشندگان و نزول است.

انواع الگوی پین بار

این الگو دارای دو نوع است که در ذیل به توضیح مختصری از هرکدام می پردازیم.


کندل پین بار بولیش(گاوی)

باید بدانیم سایه طویل پین بار بولیش یا گاوی در زیر آن قرار گرفته و بدنه آن قادر است، صعودی یا نزولی شود. سایه طویل می باید حداقل دو برابر اندازه ی بدنه شمع باشد. اگر پین بار بولیش در یک روند صعودی ایجاد شود نشانگر تداوم روند است. اما اگر پین بار بولیش در یک روند نزولی شکل بگیرد، نشانگر وجود ضعف در فروشندگان است.
سایه طویل در زیر پین بار بولیش نشانگر توان و تقاضای خریداران است. در صورتی که خریداران زیاد شوند روند نزولی بازگشته و یک روند صعودی را به وجود می آورد.

الگوی پین بار (بولیش یا گاوی)

الگوی پین بار (بولیش یا گاوی)

کندل پین بار بیریش(خرسی)

پین بار بیریش یا خرسی دارای سایه طویل در بالای خود می باشد. بدنه آن قادر است صعودی یا نزولی شود. به طوری که طول سایه حداقل دو برابر طول بدنه می باشد. سایه طویل در بالای شمع بر روی مقاومت به احتمال قوی نشانگر اتمام روند صعودی و به وجود آمدن ضعف در خریداران است.
رویت پین بار خرسی در یک روند نزولی نشانگر تداوم روند نزولی می باشد. دلیلش آن سایه بلند بالای شمع است که نمایانگر توان زیاد فروشندگان می باشد.

الگوی پین بار (بیریش یا خرسی)

الگوی پین بار (بیریش یا خرسی)

کندل استیک چیست و چه کاربردی دارد؟ آشنایی با الگوهای کندلی

اگر شما به عنوان یک تازه کار وارد ترید یا سرمایه گذاری شده اید، خواندن نمودار ها برای شما یک کار وحشتناکی است. برخی به افکار خود اعتماد می کنند و بر اساس تحلیل خود نیز ترید می کنند. اگر چه می توانید از این استراتژی در یک روند صعودی نیز استفاده کنید، اما به احتمال زیاد در طولانی مدت این جوابگو نیست و برای شما ضرر خواهد داشت. آگاهی به نمودار ها و کندل شناسی ها و استفاده بهینه از کندل ها می تواند همراه قدرتمندی برای موفقیت شما در انواع تحلیل های شما باشد.

کندل شناسی چیست ؟

کندل شناسی چیست

نمودار های کندل استیک به نوعی می توان گفت نمودار های دارایی که به صورت گرافیکی حرکت یک قیمت دارایی را برای یک بازه زمانی معیین نشان می دهد. همان طور که از نامش پیدا است، از شمع درست شده است و در هر شمع نشانه ای از یک زمان مشخص دارد. شمعدان ها (کندل ها) می توانند تقریبا هر دوره از ثانیه ها تا سال ها را نیز برای شما نمایش بدهد.

تاریخچه کندل استیک

تاریخچه کندل استیک ها

تاریخچه نمودار کندل ها به تاریخ قرن هفدهم نیز بر می گردد. ایجاد آن ها به عنوان یک ابزار نمودار سازی اغلب به یک فرد موفق در زمینه تجارت برنج ژاپنی به نام Homma اعتبار می یابد. افکار او احتمالا همان چیزی بود که پایه و اساس آنچه امروزه به عنوان یک کندل مدرن استفاده می شود را فراهم آورد. افکار هوما توسط بسیاری، به ویژه چارلز داو، یکی از بزرگان تجزیه و تحلیل فنی مدرن، ویرایش شد.

در حالی که می توانید از کندل های استیک برای تجزیه و تحلیل انواع دیگر اطلاعات هم استفاده کنید. اما بیشتر این ها برای سرعت بخشیدن در تحلیل بازارهای مالی به کار می رود. اگر به درستی بتوانید استفاده کنید، ابزاری است که به معامله گران کمک می کند تا احتمال نتایج در حرکت قیمت را ارزیابی کنند. کندل استیک ها می تواند برای شما مفید و موثر باشد زیرا به تریدرها و به سرمایه گذاران امکان می دهد ایده های خود را بر اساس تجزیه و تحلیل خود را در بازار شکل دهند. کندل استیک ها در بازار های مالی و انواع بورس و فارکس و حتی می توان در دنیای کریپتو کارنسی هم استفاده کنید.

الگوهای کندل استیک چرا کار می کنند؟

افراد سرمایه گذار به اشتباه فکر می کنند که این الگو ها خود بازار ها را هدایت می کند. اولین تذکری که باید به شما بدهیم باید بدانید که شما نمی توانید با کندل ها مانند الگوهای طرح اولیه رفتار کنید، همان چیزی است که ۹۹% از کل وب سایت های تجاری به شما آموزش می دهند. این فقط یک اشتباه است که به شما نقط ورود ها و خروج های اشتباه می دهد و باعث از دست دادن سرمایه نیز می شود.

تنها زمانی که بدانید چگونه « کندل را بخوانید»، می توانید درک کنید که الگو ها در مورد پویایی بازار، رفتار معامله گران و کنترل خریداران یا فروشندگان به او چه می گوید. معامله گر می تواند مسیر قیمت را نیز دنبال کند و می داند چگونه تفکر سایر بازیکنان مالی را تشخیص دهد، می تواند با خواندن نمودار های که دارد مثل یک حرفه ای، از این دانش استفاده کرده و از اقدام قیمت به نفع خود نیز استفاده کند.

آناتومی و ساختار کندل ها

آناتومی و ساختار کندل ها

هر کندلی که شما می بینید از یک نقطه شروع و خروج نیز درست شده است. زمانی که آغاز یک کندل و یا پایان شدن در حداکثری قیمت نباشد سایه ها نیز به وجود می آیند. به فاصله بین قیمت شروع و پایان بدنه کندل می گویند.

کندل های صعودی و نزولی

کندل های صعودی و نزولی

کندل صعودی : اگر قیمتی که باعث بسته شدن کندل می شود از قیمت باز شدن الان بالاتر باشد می توان گفت این کندل یک کندل صعودی است.
کندل نزولی : این کندل بر عکس کندل صعودی است و اگر قیمت بسته شدن کندل کم تر از قیمت باز شده آن باشد کندل نزولی شکل می گیرد

الگو های تک کندلی در کندل استیک ها

الگوی مرد به دار آویز

الگوی مرد به دار آویز

این کندل در یک روند صعودی نیز رخ می دهد و یک هشداری می دهد که ممکن است قیمت ها شروع به ریزش کند. شمع از یک بدنه کوچک، یک سایه بلند پایین و بدون سایه بالا یا یک سایه بسیار کوچک دارد. مرد به دار آویز نشان می دهد که علاقه فروش سرمایه گذاران بالا رفته است. برای اینکه این الگو اهمیت ترید داشته باشد، کندل دنبال مرد به آویزان باید قیمت کاهش دارایی را ببیند.

الگوی چکش

الگوی چکش

این الگو برعکس مرد به دار آویخته است که الگوی چکش یک الگوی قیمت در نمودار کندل است که هنگامی که این کندل را می بینید که یک اوراق بهادار به طور زیادی پایین تر از شروع خود عمل می کند، اما در زمان نزدیک به قیمت ورود زیادی شکل می گیرد. این الگو کندلی به شکل چکش نیز تشکیل می دهد که در آن سایه پایین بسیار زیاد است به طوری که سه برابر بدنه است و سایه بالای کمی دارد یا اصلا سایه ای ندارد.

الگوی مارابوزو قرمز

الگوی ماربروز قرمز

به کندلی گفته می شود که هیچ سایه بالایی و پاینی ندارد و یا یک سایه بسیار کوچک دارد و زمانی این کندل شکل می گیرد که قیمت بالایی برابر قیمت شروع و قیمت تمام شده برابر قیمت پایینی باشد. که این بدین معنا است که فروشندگان، از اول تا آخر معامله کنترل بازار را در دست گرفته اند.

برای استفاده از این الگو حتما باید سایر کندل ها هم تایید کنند. در مورد ادامه دهنده و یا بازگشتی بودن روند این الگو فقط بستگی به وضعیت رفتار بازار دارد.

الگوی مارابوزو سبز

الگوی مارابوزو سبز

این الگو دقیقا برعس الگوی قبلی است و این هم مانند الگوی قبلی هیچ سایه ای ندارد و یا یک سایه بسیار کمی دارد و در زمان صعودی بودن یک قیمت این الگو شکل می گیرد.

الگو های دو کندلی در کندل شناسی

الگوی پوشای صعودی

الگوی پوشای صعودی

الگوی پوشا صعودی یک الگوی برگشتی دوکندلی است. کندل دوم، بدون توجه به طول سایه دوم، بدنه واقعی اولین را کاملا پوشش می دهد. الگوی Bullish Engulfing در روند نزولی بازار شکل می گیرد و ترکیبی از یک کندل قرمز بعد از آن یک کندل سبز بزرگتر است. در روز دوم این الگو قیمت پایین تر از قیمت قبلی باز می شود. با این وجود فشار خرید قیمت را به سطح قیمت بالاتری نسبت به بالاترین قیمت افزایش می دهد و در نهایت با یک برد آشکاری برای خریداران به اوج قیمت خود می رسد. حتما این نکته را در نظر بگیرید وقتی که قیمت بالاتر از حد کندل پوشش داد حرکت کرد – به عبارتی دیگر اگر روند معکوس روند نزولی تایید شود، به یک موقعیت عالی وارد می شوید.

الگوی پوشای نزولی

الگوی پوشای نزولی

الگوی پوشای نزولی یک الگوی فنی است که بدین معنا است که قیمت در حال نزولی شدن است. این الگو از یک کندلی رو به بالا (سفید یا سبز) و به دنبال آن کندلی بزرگ رو به پایین است (سیاه یا قرمز) تشکیل شده است که کندل کوچک تر را خیز گرفته یا “پوشش می دهد”. این کندل جزء کندل های مهم است به دلیل آن که نشان می دهد فروشندگان از خریداران پیشی گرفته است و با شدت بیشتری قیمت را پایین می آورند (کندل پایین) از آنچه خریدارن قادر به بالا بردن آن بودند (کندل بالا).

الگوی ابر سیاه

الگوی ابر سیاه

یک کندل استیک برگشتی است که در آینده کندل رو به پایین (معمولا سیاه یا قرمز) در بالای کندل قبلی ( سفید یا سبز) باز می شود و سپس در زیر نقطه میانی کندل بالا بسته می شود.

این کندل برای سرمایه گذار ها قابل توجه است به دلیل این که تغییر جهت یک حرکت را از سمت بالا به سمت پایین نیز نمایش می دهد. البته باید این نکته را هم در نظر بگیرید که برای استفاده از این الگو همواره باید منتظر تایید کندل سوم کاهشی باشید.

الگوی نفوذی

الگوی نفوذی

یکی از کندل های مهم است که نشان می دهد یک برگشت احتمالی کوتاه مدت از یک روند نزولی به یک روند صعودی می باشد. بستن باید یک کندل باشد که حداقل نصفی از طول رو به بالا بدنه کندل قرمز روز قبل را پوشش دهد.

الگوی هارامی

الگوی هارامی صعودی و نزولی

الگوی های هارامی یا باردار شامل دو کندلی است که یکی بلند است که نقش مادر را دارد و دیگری کوچیک است و به عنوان فرزند است و در دل کندل بزرگ قرار دارد. ظهور این دو کندل در کنار هم نشان دهنده کم شدن روند و احتمالا تغییر روند است. البته بعضی موقع ها ممکن است امکان ادامه دهنده بودن روند را نشان دهد پس برای استفاده از این کندل از این الگو باید به رفتار های بعدی بازار دقت کنید تا جهت بازار را درست تشخیص دهید.

الگوی هارامی کراس

الگوی هارامی کراس

این کندل شباهت زیادی به الگو های هارامی قبلی دارد با این تفاوت که بدنه کندل دوم به صورت دوجی است. در نظر داشته باشید که هارامی کراس برای دو روند صعودی و نزولی می تواند تشکیل شود.

الگو های سه کندلی در کندل شناسی

الگوی ستاره صبح گاهی

الگوی ستاره صبح گاهی

ستاره صبح گاهی سایه کندل چیست یک الگوی کندلی که از سه کندل تشکیل شده است که توسط تحلیل گران حرفه ای به عنوان یک نشانه صعودی تفسیر می شود. ستاره صبح گاهی به دنبال یک روند شکل می گیرد و این نشان دهنده شروع یک صعود به سمت افزایشی است. معامله گران برای شکل گیری یک ستاره صبح گاهی مراقب هستند و بعد با استفاده از شاخص های اضافی به دنبال تایید هستند تا بتوانند ترید خود را انجام دهند.

الگوی ستاره عصر گاهی

الگوی ستاره عصر گاهی

در موضوع کندل ها Evening Star یک الگوی است که توسط بسیاری از تحلیل گران حرفه ای برای تشخیص زمان رو به عقب استفاده می شود. این الگو بیشتر به صورت کندل نزولی است که از ترکیب سه کندل ساخته می شود:

۱- کندل بزرگ سبز.
۲- کندل ستاره کوچک.
۳- کندل قرمز.

الگوهای Evening Star با بالا رفتن قیمت همراه است و این نشان می دهد که روند صعودی در حال پایان است. نقطه مقابل ستاره عصر گاهی، الگوی ستاره صبح گاهی به عنوان یک شاخص صعودی در نظر گرفته می شود.

الگوی ستاره ثاقب

الگوی ستاره ثاقب

ستاره ثاقب یک کندل نزولی است، دارای سایه بالایی بلند است، سایه پایین ندارد یا بسیار کم دارد و بدنه این کندل هم بسیار کوچک است. و بعد از یک روند صعودی شکل می گیرد. برای این که این کندل به عنوان یک ستاره ثاقب در نظر گرفته شود، شکل گیری باید در هنگام پیش برد قیمت ظاهر شود. و نکته دیگه باید فاصله بین بالاترین قیمت روز و قیمت آغاز باید بیش از دو برابر بدنه ثاقب باشد. زیر بدنه واقعی نباید سایه ای وجود داشته باشد.

الگوی چکش برعکس

الگوی چکش برعس

شکل گیری کندل چکش برعکس بیشتر وقت ها در پایین یک روند نزولی شکل می گیرد و می تواند یک هشدار در مورد الگوی بازگشتی قوی عمل کند. آنچه بعد از کندل چکش برعکس اتفاق می افتد ایده ای است که به معامله گران می دهد که آیا قیمت ها بالاتر یا پایین تر می روند.

الگوی ساندویچ استیک

الگوی ساندویچ استیک

این الگو از مهم ترین الگو های بازگشتی صعودی است که در انتهای روند نزولی موجب توقف روند و احتمالا آغاز افزایش قیمت می گردد. اعضای تشکیل دهنده این الگو سه کندلی می باشد که قیمت آغازین هر کدام از قیمت پایینی از کندل قبلی خود بالاتر است.

۱- بازا روند نزولی دارد.
۲- کندل نخست مارابوزو تشکیل می شود.
۳- کندل دوم صعودی و در بالای قیمت پایانی کندل اولی باز می شود و نقطه شروع آن بالاتر از نقطع تمام شده کندل قبلی قرار دارد.

جمع بندی

ما در این مقاله تمامی کندل های مهم را توضیح دادیم که اگر در یک خط حمایتی و مقاومتی خوب باشد می توانیم سیگنال های خوبی را از این کندل ها بگیریم و سود های خوبی را باید داشته باشیم اما اگر روی سطح حمایتی یا مقاومتی نباشد هیچ ارزش معاملاتی ندارد و باید دقت داشته باشید که در یک سطح خوب باشد تا بتوانیم بر اساس کندل ها ترید را انجام دهیم.

کندل چیست و انواع آن کدامند؟

معامله‌گران بورسی، برای انجام معاملاتشان در طی روز، از سه نمودار خطی، کندل استیک و میله‌ای استفاده می‌کنند. در این بین، کندل‌ها به این دلیل که به راحتی قابل استفاده هستند و نوسانات قیمت را بهتر پوشش می‌دهند، بسیار پرکاربردتر هستند.

کندل چیست؟

کندل استیک در لغت به معنای شمعدان است و جالب است که بدانید، فروشندگان برنج در ژاپن اولین‌ افرادی بودند که از کندل ها برای شناسایی قیمت بازار وشتاب قیمتی در بازارهای مالی استفاده ‌کردند. بنابراین در تعریف کندل می‌توان گفت، یک نوع نمودار قیمتی است که با کمک آن می‌توان قیمت‌های بالا، پایین، بازشدن و بسته شدن یک اوراق بهادار در یک دوره زمانی مشخص را نشان داد. به بیان دیگر، از کندل استیک‌ها زمانی استفاده می‌شود که تغییرات قیمت سهم دارای روند باشد. الگوهای کندل استیک معمولاً در نقاط حمایت و مقاومت سهم (اگر الگویی تشکیل‌شده باشد) مورد توجه قرار می‌گیرند و انتخاب قیمت‌های مناسب برای خرید سهام جزیی از نقاط قوت الگوهای کندل استیک است. این در حالی است که این الگوها برای قیمت‌های خروج از سهم معمولأ عملکرد مناسبی ندارند. نمودارهای شمعی، احساسات و هیجانات سرمایه‌گذاران در بازار را به شکل تصویری در می‌آورند، به این ترتیب تحلیلگران تکنیکال می‌توانند زمان مناسب خرید و فروش را با بررسی و تحلیل این نمودارها تشخیص دهند. به همین دلیل است که کندل‌ها، یک تکنیک بسیار مناسب برای ارزیابی دارایی‌هایی مانند سهام، معاملات فارکس و معاملات آتی محسوب می‌شوند.

اجزای نمودار شمعی

نمودار شمعی از دو بخش بدنه اصلی و سایه تشکیل شده است. بدنه اصلی شمع نشان‌دهنده قیمت آغاز و پایان معامله است و بخش دیگر شامل دو خط است که به سایه مشهور شده است. خط بالایی را سایه بالایی و خط پایینی را سایه پایینی می‌گویند. دامنه نوسانات سهم در طول دوره زمانی مورد داد و ستد توسط سایه ها نمایش داده می‌شود. اگر قیمت باز شدن کندل (شمع) پایین‌تر از قیمت بسته شدن آن باشد به عبارتی با افزایش قیمت روبرو شده باشد کندل تو خالی، سفید و یا سبزرنگ است. اگر قیمت باز شدن کندل بالاتر از قیمت بسته شدن آن باشد سهم با کاهش قیمت روبرو شده و کندل آن توپر، مشکی یا قرمزرنگ خواهد بود. به قسمتی از کندل که بیرون از محدوده قیمت‌های باز و بسته شدن قرار دارد، سایه (shadow) می‌گویند. در ادامه با اجزای کندل استیک‌ها بیش‌تر آشنا می‌شویم:

پایه و اساس نمودارهای شمعی

انواع الگوهای کندل استیک

۱- ماروبزو (Marubozu)

ماربزو به دو دسته مشکی و سفید تقسیم می‌شود:

  • ماروبزو مشکی، زمانی خود را به نمایش می‌گذارد که کندل روند نزولی را تجربه کند و سایه بالایی و پایینی در آن دیده نشود. فشار بیش‌تر فروشندگان ازجمله نتایجی است که از این نوع کندل استنباط می‌شود. در چنین حالتی، قیمت باز شدن برابر قیمت سقف و قیمت بسته شدن برابر قیمت کف است.
  • ماروبزو سفید، زمانی خود را به نمایش می‌گذارد که کندل روند صعودی را تجربه کند و سایه بالایی و پایینی دیده نشود. فشار بیش‌تر خریداران ازجمله نتایجی است که از این نوع کندل استنباط می‌شود. در این حالت قیمت باز شدن برابر قیمت کف و قیمت بسته شدن برابر قیمت سقف است.

۲- دوجی (Doji)

مفهوم دوجی اشاره به نمودارهای شمعی دارد که قیمت شروع و پایان در آن‌ یکسان است. دوجی‌ها دارای بدنه نازک هستند که معمولأ به ‌صورت یک خط نازک و باریک نشان داده می‌شوند. تردید بین خریداران و فروشندگان سهم، مهم‌ترین نتیجه‌ای است که از دوجی‌ها استنباط می‌شود. در بعضی از حالات، دوجی‌های بعد از ماروبزو سفید دیده می‌شوند. این حالت نشان می‌دهد که خریداران قوت خود را ازدست‌ داده‌اند و برای ادامه روند صعودی سهم، نیاز به خریداران جدید است. حال اگر دوجی بعد از ماروبزو سیاه دیده شود، نشان می‌دهد که فروشندگان سهم کم هستند و برای ادامه روند نزولی سهم نیاز به فروشندگان جدید با قوت بیش‌تری است.

۳- الگوی چکش (Hammer)

الگوی چکش معمولأ در یک ‌روند نزولی و در انتهای آن شکل می‌گیرد. این الگو دارای سه خصوصیت اصلی است که عبارت است از:

  1. بدنه کندل که در قسمت بالای آن است.
  2. سایه پایینی بلند (دو تا سه برابر اندازه بدنه).
  3. نداشتن سایه بالایی (سایه بالایی خیلی کوتاه) است.

اگر رنگ بدنه سفید باشد نشان‌دهنده قدرت بالای الگو برای بازگشت است. بدین معنی که قیمت سهم به سمت افزایش خواهد رفت.

۴- الگوی دارآویز (Hanging Man)

این نوع الگو در انتهای روند صعودی تشکیل می‌شود و بیانگر تغییر الگو به سمت روند نزولی است (در خط مقاومت سهم تشکیل می‌شود). در این الگو بدنه کندل در بالای آن است و از مهم‌ترین خصوصیات این نوع الگو به شمار می‌آید. از دیگر خصوصیات این نوع کندل می‌توان به این نکته اشاره کرد که اندازه سایه پایین حداقل دو برابر بدنه کندل است. معمولأ این نوع کندل سایه بالایی ندارد یا این‌که سایه بالایی آن بسیار کوتاه است. رنگ بدنه مشکی نشانگر قدرت بالای الگو برای برگشت را نشان می‌دهد.

۵- الگوی چکش معکوس (Inverted Hammer)

این الگو شباهت زیادی به الگوی چکش دارد، الگوی چکش معکوس همانند الگوی چکش در انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد. در این نوع الگو، بدنه در انتهای آن قرار دارد و اندازه بدنه یک ‌دوم سایه بالایی است. رنگ بدنه سفید در این الگو، نشان‌دهنده قدرت بیش‌تر الگو برای بازگشت روند است.

۶- الگوی هارامی (Harami)

واژه هارامی، ریشه ژاپنی دارد و به معنی باردار بودن است. این الگو شامل دو کندل است که کندل اول نقش والده (مادر) و کندل دوم نقش فرزند را دارد. متوقف شدن و یا کند شدن روند حرکت، مهم‌ترین نتیجه‌ای است که پس از مشاهده این کندل می‌توان به آن پی برد. معمولأ رنگ کندل‌ها در این الگو متفاوت است. به‌طور مثال اگر کندل مادر سفید باشد کندل کودک به رنگ مشکی است. رنگ سفید به معنای مثبت بودن و رنگ مشکی به معنای منفی بودن است.

۷- الگوی ستاره ثاقب (Shooing Star)

الگوی ستاره ثاقب در انتهای روند صعودی شکل می‌گیرد. در این نوع از الگو، بدنه در انتهای پایینی آن است و اندازه سایه بالایی آن دو برابر بدنه است.

۸- الگوی انبرک پایینی

این الگو دارای دو شمع با رنگ‌های متفاوت است. در ابتدا شمع نزولی که به رنگ مشکی است تشکیل می‌شود. اندازه بدنه شمع نزولی، بزرگ بوده و این شمع فاقد سایه است. پس از تشکیل شمع اول نوبت به تشکیل شمع دوم می‌رسد که شمع دوم در محدوده قیمتی شمع اول خواهد بود. شمع دوم معمولاً به‌صورت دوجی یا چکش معکوس شکل می‌گیرد.

۹- الگوی ستاره صبحگاهی

این الگو دارای سه شمع است. مهم‌ترین نتیجه‌ای که از الگوی ستاره صبحگاهی استنباط می‌شود، شروع روند صعودی در انتهای روند نزولی است. معمولأ این الگو در انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد که هر شمع شامل پیامی است.

  • شمع اول، نزولی و پرقدرت است.
  • شمع دوم که معمولأ سایه کندل چیست فاقد بدنه بزرگ و سایه است، می‌تواند به شکل صعودی یا نزولی شکل بگیرد.
  • شمع سوم نسبت به شمع دوم حالت صعودی دارد.

۱۰- الگوی سه ستاره صعودی

این الگو نیز از سه شمع تشکیل‌شده است. اگر بین شمع اول و دوم یک شکاف نزولی و بین شمع دوم و سوم یک شکاف صعودی تشکیل شود، می‌تواند پیامی مبنی بر تغییر روند از نزولی به صعودی از آن استخراج کرد.

۱۱- الگوی ستاره عصرگاهی

این الگو شامل سه شمع است. مهم‌ترین خروجی این الگو شروع روند نزولی در انتهای روند صعودی است. وضعیت شمع‌ها در این الگو به شکل زیر است:

  • شمع اول: صعودی و بسیار پرقدرت
  • شمع دوم: بدنه شمع دوم کوچک و معمولاً دارای سایه نیست.
  • شمع سوم: نزولی

۱۲- الگوی پوشاننده صعودی

دو شمع در این الگو وجود دارد که دارای رنگ‌های متضاد است. این الگو در انتهای روند نزولی تشکیل می‌شود. شمع سایه کندل چیست دوم که دارای بدنه به رنگ سفید است بیانگر روند صعودی است. در این الگو شمع دوم کل شمع اول را که به رنگ مشکی است، پوشش می‌دهد. در الگوی پوشاننده صعودی، وجود و یا عدم وجود سایه‌ها مهم نیست.

۱۳- الگوی سه مکعب سفید

این الگو دارای سه شمع است که همگی به رنگ سفید هستند. بین شمع‌ها شکاف نزولی وجود دارد که بیانگر تغییر بسیار پرقدرت روند نزولی به صعودی است. روند همه‌ی شمع‌ها در این الگو صعودی است.

۱۴- الگوی ابر تیره

این الگو دارای دو شمع است که رنگ‌های متفاوتی دارند. رسیدن سهم به قیمت مقاومت ازجمله مهم‌ترین نتایجی است که می‌توان از این الگو برداشت کرد. هر دو شمع در این الگو، دارای بدنه بزرگ است. ابتدا شمع اول با رنگ سفید تشکیل می‌شود و سپس شمع دوم که حداقل ۵۰ درصد از شمع اول را پوشش داده است شکل می‌گیرد. اگر این شمع‌ها در نقاطی بالاتر از سایر شمع‌ها شکل بگیرند بیانگر تغییر روند از صعودی به نزولی است.

۱۵- الگوی رسوخ گر

این الگو نقطه مقابل الگوی ابر تیره است. در این الگو، ابتدا شمع مشکی تشکیل می‌شود و سپس شمع سفید که حداقل ۵۰ درصد از شمع مشکی را پوشش می‌دهد، شکل می‌گیرد. افزایش قیمت سهم و تغییر روند از نزولی به صعودی ازجمله نتایج قابل استنباط از این الگو است.

۱۶- الگوی سه کلاغ سیاه

این الگو معمولاً برای معامله‌گران نشانگر خبرهای بد در قیمت سهم است. ادامه روند نزولی و ادامه کاهش قیمت سهم از مهم‌ترین نتایج مشاهده این الگو است. این الگو دارای سه شمع است که با رنگ‌های مشکی و پشت سر هم تشکیل می‌شود و معمولاً اندازه آن‌ها با یکدیگر برابر است.

۱۷- الگوی سه سرباز سفید

این الگو که نقطه مقابل الگوی سه کلاغ‌ سیاه است، معمولاً در یک ‌روند صعودی شکل می‌گیرد و حاوی پیام‌های مثبت و خوشحال‌کننده برای معامله‌گران است. این الگو دارای سه شمع با رنگ سفید است که به ‌صورت صعودی و پشت سر هم تشکیل می‌شوند. الگوی سه سرباز سفید، بیان می‌کند که خریداران پر قدرتی در سهم حضور دارند و معمولاً بعد از مشاهده این الگو، قیمت سهم افزایش می‌یابد.

۱۸- الگوی سه خط حمله

معمولاً از این الگو به ‌تنهایی استفاده نمی‌شود. الگوی سه خط حمله، دارای سه شمع به شکل نزولی است که بعد از این سه شمع، یک شمع با بدنه بزرگ به‌ صورت نزولی شکل می‌گیرد. بازگشت قیمت به محدوده باز شدن شمع اول، مهم‌ترین نتیجه‌ای است که از الگوی سه خط حمله استخراج می‌شود.

۱۹- الگوی تاسوکی رو به پایین

این الگو از سه شمع تشکیل ‌شده است که دو شمع آن به‌صورت نزولی (مشکی) و یکی از شمع‌ها به‌صورت صعودی (به رنگ سفید) است. همانند شکل زیر شمع صعودی در میان شکاف قیمتی شمع اول و دوم شکل‌گرفته است. دو شمع نزولی، نشانگر قدرت فروشندگان است و شمع سفید و صعودی نشانگر شناسایی سود توسط فروشندگان است.

خط روند (Trendline) در تحلیل تکنیکال به چه معناست؟ آموزش رسم خطوط روند

راهنمای رسم خط روند

در حوزه بازارهای مالی، خطوط روند خطوط قطری هستند که در نمودار کشیده می‌شوند. آنها نقاط خاص داده‌ها را به هم متصل می‌کنند و پیش بینی قیمت‌ها و شناسایی روندهای بازار را برای معامله‌گران و چارتیست‌ها آسان‌تر می‌کند. خطوط روند به طور گسترده در بازارهای سهام، ارز فیات، اوراق مشتقه و ارز دیجیتال کاربرد دارند. اساسا خطوط روند مانند سطوح حمایت و مقاومت عمل می‌کنند؛ اما به جای خطوط افقی، از خطوط مورب ساخته شده‌اند. آنها می‌توانند شیب مثبت یا منفی داشته باشند. به طور کلی، هرچه شیب خط بیشتر باشد، روند قوی‌تر است. خط روند (Trendline) یکی از مهم‌ترین ابزارها در تحلیل تکنیکال و ترید محسوب می‌شود. با این که این ابزار بسیار کاربردی است، اما در عین حال بسیار ساده است و تنها با کمی تمرین و تکرار، می‌توانید کاملا بر رسم خطوط روند مسلط شوید.

در این ویدیو، قصد داریم تا رسم خط روند را به زبان ساده به شما آموزش دهیم. این ویدیو توسط یک تریدر حرفه‌ای و کهنه کار آموزش داده می‌شود. با استفاده از تکنیک‌ها و نکات این تریدر، می‌توانید پس از ۲۰ دقیقه، شروع به رسم خط روند به صورت حرفه‌ای کنید!

کاربران گرامی میهن بلاکچین، در صورتی که ویدیوی این مطلب برای شما به‌نمایش درنمی‌آید، VPN خود را خاموش کرده و سپس صفحه را رفرش کنید. بعضی ویدیوهای سایت آپارات برای IPهای خارج از ایران به نمایش درنمی‌آیند.

در ترسیم خط روند، دو روش یا طرز تفکر داریم؛ استفاده از بدنه اصلی کندل‌ها و استفاده از سایه‌های کندل‌ها. اما مهم‌ترین نکته‌ای که در رسم خط روند باید مد نظر داشته باشید، این است که هر کدام از دو روش را که انتخاب می‌کنید، به آن وفادار بمانید. در صورت عدم وفاداری به روش خود، سیگنال‌های اشتباه دریافت می‌کنید و تریدهای موفقی نخواهید داشت.

منظور از عدم وفاداری این است که خط خود را از بدنه کندل شروع نکنید و با سایه کندل به اتمام برسانید. اگر بدنه اصلی کندل را انتخاب کرده‌اید، در تمام طول خط بدنه‌های کندل‌ها را به خط اتصال دهید تا بتوانید یک خط روند معتبر داشته باشید.

یکی دیگر از نکات مهم در رسم خطوط روند معتبر، این است که خط باید حداقل ۳ برخورد با کندل‌ها داشته باشد. در غیر این صورت، خط روند شما معتبر نیست و هرچه تعداد برخوردها بیشتر باشد، خط روند شما اعتبار بیشتری خواهد داشت.

دو روش برای رسم خط روند

خطوط روند تحلیل تکنیکال بریک اوت فیک اوت کندل استیک اندیکاتور اسیلاتور

استفاده از بدنه کندل، به شما دیرتر سیگنال می‌دهد؛ اما سیگنال خرید یا فروش این روش بسیار دقیق‌تر است. برای به کار بردن این روش در رسم خط روند صعودی، باید توجه داشته باشید که هیچ کندلی پایین‌تر از خط شما بسته نشده باشد و همچنین در رسم خط روند نزولی، باید مطمئن شوید که کندلی در بالای خط روند شما بسته نمی‌شود.

در رسم خط روند صعودی از سایه‌های کندل‌ها، بایستی خط خود را از بالای سایه‌های بالایی کندل‌ها عبور دهید، به طوری که خط به تمام سایه‌ها برخورد کند. این روش ریسکی‌تر از بدنه کندل‌هاست؛ چراکه سیگنال خرید یا فروش را زودتر اعلام می‌کند و ممکن است سود بیشتر و یا ضرر بیشتری متحمل شوید.

هیچ کدام از دو روش بالا درست یا غلط نیست؛ تریدرها از هر دو استفاده می‌کنند. باید با تمرین و تکرار و استفاده از هر دو روش، روش متناسب با خودتان را پیدا کنید و به آن وفادار بمانید.

خلاصه این که تفاوت این دو نوع خط، در انتخاب نقاطی است که برای ترسیم آنها استفاده می‌شود؛ در یک روند صعودی، خطوط با استفاده از پایین‌ترین نقاط نمودار ترسیم می‌شوند (یعنی زیر کندل استیک که کف قیمت را تشکیل می‌دهد). از طرف دیگر، روند نزولی با استفاده از بالاترین قیمت‌ها رسم می‌شود (به عنوان مثال، قله‌های کندل استیک که سقف پایین‌تر را تشکیل می‌دهند).

چگونه از خطوط روند استفاده کنیم؟

بر اساس قله‌ها و کف‌های نمودار، خط روند نشان می‌دهد که کجا قیمت روند غالب را به چالش می‌کشد، آن قیمت را امتحان کرده و سپس به جریان اصلی بر می‌گردد. سپس می‌توان خط را ادامه داد و سطوح مهم را در آینده پیش بینی کرد. خط روند تا زمانی که شکسته نشود، معتبر تلقی می‌شود.

خطوط روند معمولا بر اساس قیمت‌های بازار هستند، هر چند که در همه نمودارها استفاده می‌شوند. این یعنی آنها می‌توانند عرضه و تقاضای بازار را پیش بینی کنند. طبیعتا خطوط روند صعودی نشان دهنده افزایش قدرت خرید هستند ( تقاضا بیش از عرضه است) و خطوط روند نزولی با افت قیمت همراه است (عرضه بالاتر از تقاضا) است.

با این حال، حجم معاملات نیز باید در چنین تحلیل‌هایی در نظر گرفته شود. به عنوان مثال، اگر قیمت رو به افزایش است اما حجم معاملات رو به کاهش یا نسبتاً پایین است، ممکن است احساسات کاذب افزایش تقاضا را ایجاد کند که این قضیه باعث ایجاد فیک اوت (Fakeout) یا شکست کاذب می‌شود.

همانطور که گفته شد، از خطوط روند برای شناسایی سطح حمایت و مقاومت استفاده می‌شود که دو مفهوم اساسی و بسیار مهم در تحلیل تکنیکال هستند. خط روند صعودی، سطح حمایت را نشان می‌دهد که احتمالاً قیمت آن پایین نمی‌رود. در مقابل، خط روند نزولی سطح مقاومتی را نشان می‌دهد که قیمت بالاتر از آن بعید است.

به عبارت دیگر، با شکستن سطح حمایت و مقاومت، یا نزولی (برای یک روند صعودی) یا صعودی (برای یک روند نزولی)، یک روند نامعتبر تلقی می‌شود. در بسیاری از موارد، وقتی این سطوح کلیدی نتوانند روند را حفظ کنند، بازار تمایل به تغییر جهت دارد.

تحلیل تکنیکال به نظر شخص بستگی دارد و هر شخص روش‌های خود را برای رسم خطوط روند دارد؛ بنابراین بهتر است برای کاهش خطرات، تحلیل تکنیکال را با تحلیل فاندامنتال ترکیب کنیم.

ترسیم خطوط روند معتبر

خطوط روند تحلیل تکنیکال بریک اوت فیک اوت کندل استیک اندیکاتور اسیلاتور

از نظر تحلیل تکنیکال، خطوط روند می‌توانند هر دو نقطه را در یک نمودار به هم وصل کنند. اما، اکثر چارتیست‌ها معتقدند که استفاده از سه نقطه یا بیشتر، باعث می‌شود یک خط روند معتبر شود.

در بعضی موارد، از دو نقطه اول می‌توان برای تعریف پتانسیل روند استفاده کرد و نقطه سوم، برای تست اعتبار آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین، وقتی قیمت سه بار یا بیشتر خط روند را لمس می‌کند بدون اینکه از آن گذر کند، این روند معتبر است. وقتی خط روند چندین بار تست شود، نشان می‌دهد که روند صرفاً تصادفی و ناشی از نوسانات قیمت نیست.

تنظیمات مقیاس

علاوه بر انتخاب نقاط کافی برای ایجاد یک خط روند معتبر، مهم است که در هنگام ترسیم آنها، تنظیمات مناسب را در نظر بگیرید. از مهمترین تنظیمات نمودار تنظیمات مقیاس است.

در نمودارهای مالی، مقیاس، مربوط به نحوه تغییر قیمت است. دو مقیاس محبوب مقیاس محاسباتی و نیمه لگاریتمی (Semi-log) هستند. در نمودار محاسباتی، با افزایش قیمت یا پایین آمدن از محور Y، تغییر به طور یکنواخت بیان می‌شود. نمودارهای نیمه لگاریتمی تغییرات را بر حسب درصد بیان می‌کنند.

به عنوان مثال، تغییر قیمت از ۵ دلار به ۱۰ دلار، همان فاصله را در نمودار محاسباتی پوشش می‌دهد که تغییر از ۱۲۰ دلار به ۱۲۵ دلار. اما در نمودار نیمه لگاریتمی ، ۱۰۰ درصد سود (۵ تا ۱۰ دلار) بر خلاف افزایش ۴ درصدی حرکت ۱۲۰ تا ۱۲۵ دلاری، بخش بسیار بیشتری از نمودار را اشغال می‌کند.

هنگام ترسیم خطوط روند، در نظر گرفتن تنظیمات مقیاس اهمیت دارد. هر نوع نمودار ممکن است منجر به قله‌ها و کف‌های متفاوت و در نتیجه خطوط روند متفاوت شود.

کاربردهای دیگر خط روند

خط روند به غیر از این که تشخیص روند را برای شما ساده می‌کند، امکانات دیگری نیز برای شما مهیا می‌کند؛ مثل نقاط مقاومت و حمایت، نقاط شکست، پتانسیل معکوس شدن قیمت، تشخیص الگوهای مختلف ترید مثل مثلث معمولی (Triangle)، مثلث ریزشی (Descending Triangle) و مثلث افزایشی (Ascending Triangle)، پرچم‌های معمولی (Flag) و پرچم سه گوش (Pennant) ، کانال‌ها (Channel)، الگوی گُوه (Wedge) و غیره.

شما با استفاده از خط روند می‌توانید این الگوها را تشخیص دهید، نقاط ورود و خروج خود را بر طبق آنها تنظیم کنید و حد سود (Take Profit) یا TP و حد ضرر (Stop Loss) یا SL خود را قرار دهید.

نقاط ورود، خروج، حد سود و حد ضرر هر یک از الگوهای بالا، تعریف مخصوص به خود را دارد و پس از یادگیری این الگوها، می‌توانید به راحتی و با استفاده از خط روند آنها را تشخیص دهید. این تعاریف را می‌توانید در سایت تریدینگ ویو (TradingView) مطالعه کنید.

الگوهای حرکتی و تاثیر آنها بر روی خط روند

زمانی که خط روند را رسم می‌کنید، باید به الگوهای حرکتی توجه کنید؛ مثلا در روند صعودی، پایین‌های پایین‌تر (Lower Low) و پایین‌های بالاتر (Higher Low) و در روند نزولی، بالاهای بالاتر (Higher High) و بالاهای پایین‌تر (Lower High) ساخته می‌شوند.

در روند صعودی، پایین پایین‌تر کمترین قیمت در آن بخش از نمودار و جایی است که روند از آن شروع شده؛ پس از آن، تمام الگوهای حرکتی که ساخته می‌شوند، پایین‌های بالاتر هستند و هر پایین بالاتر نسبت به پایین بالاتر بعدی خود، پایین پایین‌تر نامیده می‌شود.

در روند نزولی، بالای بالاتر بیشترین قیمت در آن قسمت است و روند نزولی از آنجا شروع می‌شود. پس از بالای بالاتر، تمام الگوهای بعدی بالاهای پایین‌تر هستند. هر بالای پایین‌تر نیز نسبت به بالای پایین‌تر خود، بالای بالاتر نامیده می‌شود.

هر زمان که دیدید این الگوهای حرکتی در حال تغییر هستند، بدانید که روند در حال تغییر و شکست خط روند است. یعنی روند تا زمانی ادامه می‌یابد که این الگوها شکل بگیرند. برای مثال در روند صعودی، شما می‌بینید که پس از یک پایین بالاتر، یک پایین پایین‌تر شکل گرفته؛ پس متوجه می‌شوید که روند در حال نزولی شدن است.

صحبت آخر

در حالی که خطوط روند ابزار مفیدی برای تحلیل تکنیکال هستند، اما خالی از اشتباه نیستند. انتخاب نقاط مورد استفاده برای ترسیم خطوط روند بر میزان تأثیر دقیق روندهای واقعی تاثیر خواهد گذاشت.

به عنوان مثال، برخی از چارتیست‌ها با توجه به بدنه کندل استیک و با نادیده گرفتن نرخ متغیر، خطوط روند را ترسیم می‌كنند. بنابراین، استفاده از خطوط روند در کنار سایر ابزارها و اندیکاتورهای نمودار مهم است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا